و آزاد نمىشود بر زن ، جز ابوين او .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : جايز نيست از براى ولىّ كه بخرد از براى طفل ، قريب او را ؛ بلكه قبول هبه مىكند براى طفل ؛ اگر آن قريب ، واجب النفقه نبوده باشد .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : اگر قبول هبه كرد مريض ، پدر خود را ، يا وصيت شد كه پدر مريض را به او بدهند ، از اصل تركه آزاد مىشود ؛ و هم [ چنين ] پدر مفلّس ، بر او آزاد مىشود .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر خريد مديون مريض ، پدر خود را ، آزاد نمىشود مگر بعد از اداى دين او از ثلث تركه .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر مريض ، پدرش را به نصف قيمت خريد ، نصف او آزاد مىشود .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر خريد جزئى از كسى [ را ] كه آزاد مىشد بر او ، قيمت مىشود بر او [ و ] سرايت مىكند با شرايط سرايت ؛
و اگر از ارث به او رسيد ، سرايت نمىكند .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر وكيل او پدرش را خريد ، مثل اين است كه خودش خريده باشد در سرايت .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر وصيّت شد براى پسر به جزئى از پدر و او قبول كرد ، سرايت مىكند و باقى بر او ، قيمت مىشود .
[ خاصيت ] سوم : در [ بيان ] ولاء است
( بدان كه ) هر كه آزاد كرد بندهاى را متبرّعا ، ولاى آزاد شده با معتق است ؛ مرد باشد يا زن ، مگر اين كه بيزارى بجويد از ضامن شدن جريرهء او در زمان عتق .
و اگر در امر واجبى - مثل كفّاره و نذر - ، او را آزاد كرد يا او را مثله كرد و از اين جهت آزاد شد ، ولائى ندارد .
و ولاء ، ثابت نمىشود به استيلاد و به مكاتب كردن مشروطه يا مطلقه ؛ و به تدبير ، ثابت مىشود .