آزاد كرده [ است ] .
[ مسئلهء ] ( دهم ) : مالى كه بنده دارد ، از [ آن ] مولا است ؛ اگرچه مولا آن مال را دانسته باشد ؛
و اگر از غير مولا آزاد شد به اذن مولا ، مال از [ آن ] او است نه از مولا .
و اگر بنده كور شد يا خوره عارض او شد ، يا زمينگير شد ، آزاد مىشود .
و اگر مملوك پيش از مولا ، اسلام آورد و پيش از مولا از دار الحرب « 1 » بيرون آمد ، آزاد مىشود .
و اگر مثله كرد بندهاش را ، آزاد مىشود ؛ و اگر بعد از مثله مرد و وارث آزادى ندارد ، از مال او ، وارثش را مىخرند و آزاد مىكنند .
مطلب دوم : در [ بيان ] خواص عتق است
و آن [ خواص ] ، سه امر است :
[ خاصيت ] اوّل : سرايت است ؛
( بدان كه ) كسى كه آزاد كرد جزء مشاعى از بندهاش [ را ] ، عتق در تمام او سرايت مىكند ؛
و اگر آزاد كرد دست يا پاى او را ، صحيح نيست ؛
و اگر با ديگرى در او شريك بود و حصهء « 2 » خودش را آزاد كرد ، قيمت مىشود بر او ، حصهء شريك او ؛ و آزاد مىشود به چهار شرط :
[ شرط ] ( اوّل ) : موسر بودن است [ در صورتى ] كه مالى زياده بر قوت روزى
] 631 / B [
و يك دست رخت داشته باشد ؛ - مثل اين [ - همان گونه ] كه اين حدّ ، يسار مديون است - ؛
و اگر بر او به اندازهء مالش دينى هست ، موسر است .
و مريض در غير ثلثش ، معسر است ؛
و ميّت معسر است ؛ پس اگر گفت : « إذا متّ فنصيبي حرّ » « 3 » ، سرايت نمىكند به جهت آن كه مالش به ورثه منتقل مىشود ؛
هامش
( 1 ) . سرزمين كفر .
( 2 ) . سهم .
( 3 ) . هرگاه مردم ، نصيب من آزاد خواهد بود .