و لعان حامل ، صحيح است .
و كنيز به محض ملك يا وطى ، زوجه نمىشود ؛ بلى اگر ولد او را نفى كرد ، نفى مىشود بىلعان ؛ اگرچه اعتراف كند به وطى .
و اگر مجنونه را قذف كرد و بعد از افاقه [ - بهبودى ] ، مطالبهء حدّ كرد ، حدّ قذف مىخورد ؛ و ولىّ نمىتواند ، مطالبهء حدّ كند ؛ و بعد از افاقه
] 431 / B [
لعان ، صحيح است .
و همچنين مولى نمىتواند مطالبه كند از شوهر كنيزش ، به تعزير ، اگر او را قذف كرده باشد ، مگر بعد از مردن آن كنيز .
و ولد مطلّقه به طلاق به اين ، منتفى نمىشود مگر به لعان ، اگر به حسب ظاهر شرع ملحق به او باشد ؛
و اگر بعد از طلاق ، شوهر كرد و ولدى آورد به كمتر از شش ماه از وطى شوهر دوم و زياده بر ده ماه از وطى شوهر اوّل ، ملحق به هيچكدام نيست ؛
و اگر كمتر از شش ماه از وطى دومى ، و ده ماه يا كمتر از وطى اوّل است ، ملحق به اوّل است ؛ و منتفى نمىشود ، مگر به لعان .
[ ركن ] سوم : صيغه است ؛
[ و آن ، اين است ] كه مرد بگويد : « أشهد باللّه إنّي لمن الصادقين فيما رميتها به » « 1 » ، - چهار دفعه - ، پس بگويد : « لعنة اللّه عليّ إن كنت من الكاذبين » « 2 » و بعد از اين كه اين را گفت ، حدّ ساقط مىشود ؛
و بر زن لازم مىشود تا وقتى كه بگويد : « أشهد باللّه إنّه لمن الكاذبين » « 3 » - چهار
هامش
الف : شيخ صدوق در المقنع ، ص 357 .
ب : شيخ طوسى در الخلاف ، ج 5 ، ص 6 - 7 ، م 2 ؛ المبسوط ، ج 5 ، ص 182 ؛ النهاية ، ص 523 .
ج : ابو الصلاح حلبى در الكافي في الفقه ، ص 309 .
د : قاضى ابن برّاج در المهذّب ، ج 2 ، ص 309 .
ه : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 3 ، ص 72 ؛ المختصر النافع ، ص 235 .
و : علّامه حلّى در مختلف الشيعة ، ج 7 ، ص 443 ، م 93 ؛ تحرير الأحكام الشرعيّة ، ج 4 ، ص 129 ، م 5507 .
( 1 ) . خدا را گواه مىگيرم كه در آنچه به او نسبت دادم ، از راستگويانم .
( 2 ) . لعنت خدا بر من باد اگر از دروغگويان باشم .
( 3 ) . خداوند را گواه مىگيرم كه او [ - مرد ] از دروغگويان است .