شرايط الحاق و بعد از لعان .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر ولد شبهه را نفى نمود ، نفى مىشود بىلعان .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : اگر طلاق داد زوجهاش را و بعد از طلاق ، زوجه مدعى شد كه دخول واقع شده [ است ] و از او آبستن است و اقامهء بيّنه نمود بر خلوت كردن زوج با او ، لعان متحقّق نمىشود و مهر ندارد ؛
و اگر نفى كرد ، حدّ ندارد و زوجه ، عدّه هم ندارد .
و اگر زوج ، قذف او كرد و نفى ولد هم كرد و بيّنه بر آن اقامه نمود ، حدّ ، ساقط است ؛ و در نفى ولد ، لعان لازم دارد .
مطلب دوم : « 1 » در [ بيان ] اركان لعان است
و آن ، سه چيز [ و ركن ] است :
[ ركن ] اوّل : ملاعن « 2 » است ؛
كه بايد بالغ رشيد ؛ و اگر لعان به جهت قذف [ است ] ، در آن بصيرت داشته باشد .
و اگر [ لعان ] به جهت نفى ولد است ، بصيرت لازم نيست .
و بايد عالم به زنا و نفى ولد باشد نه ظانّ ؛ اگرچه به خبر ثقه و شياع هم ، ظنّ حاصل شده باشد .
و بايد آزاد باشد . و از شخص گنگ ، به اشارهء مفهمه ، صحيح است ؛ و اگر بعد از قذف گنگ شد ، به اشاره لعان كند ؛ اگرچه اميد برگشتن [ قوهء ] نطق [ را ] داشته باشد .
[ ركن ] دوم : ملاعنه « 3 » است ؛
كه بايد بالغ [ و ] رشيد باشد ؛
و زوجهء دائمه باشد ؛
و مدخول بها - [ بنا ] به قولى - باشد ؛ « 4 »
و سالم باشد از كرى و گنگى .
و صحيح است لعان ، اگر زوج ، آزاد باشد و زوجه ، كنيز باشد [ بنا ] به قولى . « 5 »
هامش
( 1 ) . در نسخه « مطلب سوم » بدل « مطلب دوم » مىباشد .
( 2 ) . لعان كننده .
( 3 ) . زن لعان شده .
( 4 ) . نك : السرائر ، ج 2 ، ص 698 .
( 5 ) . برخى از فقهاى شيعه كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :