تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر [ مرد ] قذف كرد يا نفى ولد كرد و چهار شاهد اقامه كرد كه خودش يكى از آن چهار [ شاهد ] بود ، در قبول [ شدن ] ادعاى او ، تأمّل است . « 1 » [ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر زن اقامهء بيّنه كرد كه زوج او را قذف كرده ، و زوج انكار قذف كرد ، [ مرد ] حدّ مىخورد . [ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر پيش از لعان زوجه اقرار كرد ، ساقط مىشود حدّ زوج بالكلّية . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : ثابت نمىشود حدّ بر زن به سبب اقرار ، مگر اين كه چهار دفعه اقرار كند . [ مسئلهء ] ( هشتم ) : اگر زوجين اتفاق بر قذف كردند كه زوجه تصديق زوج نمود تا لعان نكنند ، ولد منتفى نمىشود على اشكال ؛ « 2 » و در اكتفا كردن در ثبوت حدّ بر زوجه به دو شاهدى كه شهادت بدهند اقرار او را ، محلّ تأمّل است . « 3 » [ مسئلهء ] ( نهم ) : اگر زوجه پيش از لعان مرد ، لعان ساقط است و زوج از او ارث مىبرد و [ زوج ] براى وارث زوجه حدّ مىخورد ؛ بلى اگر بعضى از اهل زوجه با زوج ملاعنه نمود ، حدّ ساقط است ؛ ولى ارث بردن [ از ] هم ، محلّ اشكال است . « 4 » [ مسئلهء ] ( دهم ) : اگر قذف كرد و حدّ خورد ، باز هم قذف كرد ، اقرب تكرار حدّ است ؛ امّا اگر بعد از لعان هم قذف كرد ، اقوى سقوط حدّ است . « 5 »

تتمّه

اگر زوجهء شخصى را اجنبى قذف كرد ، حدّ مىخورد ؛ مگر اين كه زن ، اقرار كند .
هامش
( 1 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 312 - 314 . ( 2 ) . همان ، ص 314 - 315 . ( 3 ) . همان ، ص 316 . ( 4 ) . همان ، ص 316 - 317 . ( 5 ) . همان ، ص 318 .