ترك [ كردن ] لعان كند ؛
و اگر زن ، معتاد از براى بيرون آمدن نبود ، كسى را بفرستد
] 531 / A [
حاكم تا شهادت را از آن زن بشنود .
مطلب دوم : در [ بيان ] احكام لعان است
( بدان كه ) وقتى لعان حاصل شد ، حدّ از طرفين ساقط مىشود ؛ و ولد از مرد ، منتفى مىشود نه از زن ؛ و زوجيت ميان آنان ، بر طرف مىشود ؛ و زن بر او ، حرام مؤبد مىشود .
و اگر زوج بعد از قذف يا نفى ولد ، نكول « 1 » از شهادت [ دادن ] كرد ، يا تكذيب كرد خود را ، حدّ مىخورد ، و زن بر او حرام مؤبّد نمىشود .
و اگر زن اقرار كرد به آنچه [ كه ] زوج نسبت به او داده بود يا نكول كرد ، رجم « 2 » مىشود ، و زوجيت به هم نمىخورد و حرام مؤبّد نمىشود .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر زوج بعد از لعان تكذيب كرد خود را ، ولد از او ارث مىبرد ؛ ولى او ارث از ولد نمىبرد ، و اقارب او هم از ولد ، ارث نمىبرند و زوجيت برنمىگردد و حرمت ابدى ، باقى است ؛ اگرچه اقرب ، زوال حرمت است . « 3 »
[ مسئلهء ] ( دوم ) : اگر زوجه بعد از لعان ، اعتراف كرد ، حدّ ندارد ؛ مگر اين كه چهار دفعه اقرار كند [ بنا ] به قولى . « 4 »
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اقوى اين است كه فراقى كه به سبب لعان حاصل مىشود ، طلاق نيست ؛ بلكه فسخ است .
هامش
( 1 ) . خوددارى كردن .
( 2 ) . سنگسار كردن .
( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 309 - 311 .
( 4 ) . برخى از فقهاى شيعه كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در النهاية ، ص 521 - 522 .
ب : قاضى ابن برّاج در المهذّب ، ج 2 ، ص 308 .
ج : كيدرى بيهقى در اصباح الشيعة ، ص 462 .
د : ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 2 ، ص 701 .
ه : يحيى بن سعيد حلّى در الجامع للشرايع ، ص 481 .