دفعه - ، پس بگويد : « غضب اللّه عليّ إن كان من الصادقين » « 1 » ؛ كه حدّ ، ساقط مىشود و بر شوهر ، حرام مؤبّد مىشود .
و واجب است تلفّظ به شهادت ، نه [ تلفّظ ] به لفظ « علمت » يا « حلفت إنّه لمن الكاذبين » .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : بايد مرد و زن به هنگام « 2 » لعان ، ايستاده باشند ؛
و اوّل مرد بگويد ، بعد زن ؛
و [ مرد ] زن را در لعان ، معيّن كند ؛
و به [ زبان ] عربى بگويند ، اگر مىتوانند ؛ و اگر قادر بر [ زبان ] عربى نيستند ، نطق به غير آن بكنند و دو مترجم باشد كه معناى كلام آنان را بيان كند .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : واجب است ترتيب [ در لعان ] كه اوّل مرد بگويد [ و ] بعد زن .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : بايد [ لعان واقع شود ] نزد حاكم يا منصوب [ حاكم ] براى استماع لعان . « 3 »
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر زوجين راضى شدند كه نزد مجتهدى از اهل سنّت ملاعنه نمايند و او ملاعنه نمود ، صحيح است .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر در ملاعنه اخلال شد به يكى از الفاظ واجبه ، باطل است ؛ اگرچه حاكم هم حكم به صحّت نمايد .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر به زوجهاش گفت : « فلانى به تو زنا كرد » ، حدّ زن به لعان ساقط مىشود .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : در حال لعان مستحبّ است [ كه ] حاكم پشت به قبله بنشيند ؛ و مرد از طرف راست او ، و زن از طرف چپ او بنشينند ؛
و حاضر شوند جماعتى به جهت شنيدن آن ؛
و اين كه حاكم پيش از ذكر لعن و غضب و بعد از ذكر شهادات ، آنان را وعظ به
هامش
( 1 ) . خشم خدا بر من باد اگر او [ - مرد ] از راستگويان باشد .
( 2 ) . در نسخه كلمهء « نزد » بدل « هنگام » است .
( 3 ) . در ترجمهء بعد از اين كلمه ، اين عبارت : « از جانب حاكم بگويند » ، وجود دارد كه حذف شد .