و اگر قذف كرد به مساحقه « 1 » ، [ حدّ زده مىشود ] ؛ و لعان ، ساقط است . « 2 »
[ امر ] دوم : انكار ولدى است كه زن او زاييده به عقد دائم ، با گذشتن شش ماه از زمان دخول تا ده ماه ؛
و اگر پيش از گذشتن شش ماه تمام او را زاييد ، بدون لعان از او منتفى است .
و اگر اختلاف كردند در زمان حمل بعد از دخول ، هر دو لعان مىكنند .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : لعان مىكند كسى [ كه ] به حدّ ده سال رسيده باشد ، به واسطهء نفى ولد ؛ ولى بعد از بلوغ ، لعان مىكند .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : هرگاه اعتراف كرد به ولد - صريحا يا [ به ] فحوا ( على اشكال ) - ، در اعتراف به فحوا نمىتواند بعد از اين نفى او كند ؛
] 431 / A [
بلكه اگر نفى كرد ، بايد حدّ زده شود و لعانى به سبب نفى او ، متحقّق نمىشود ؛
و همچنين نمىتواند نفى كند ، اگر بعد از حضور و تمكّن از نفى ، نفيى نكرده بود على اشكال . « 3 »
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر زوجهاش آبستن [ بود ] و او نفى نكرد تا زاييد ، بعد از آن مىتواند نفى كند اجماعا .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر زوجهاش زاييد و كسى به زوج گفت : « مبارك گرداند خدا از براى تو در مولود تو » ؛ و زوج گفت : « آمين » ، يا [ گفت ] « ان شاء اللّه » ، يا [ گفت ] « نعم » ، [ اين ] اعتراف به ولد است ؛ به خلاف اين كه زوج در جواب بگويد : « خدا مبارك گرداند تو را » ، يا « [ خدا ] احسان فرمايد به تو » ، كه [ اين قول ] ، اعتراف [ به ولد ] نيست .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : به سبب شبهه ، نمىتوان نفى ولد نمود ؛ و نه به گمان انتفاى [ ولد ] ، به واسطهء مخالفت ولد با صفات او [ - پدر ] .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : واجب است نفى ولد ( ولو ) ، بعد از مختلّ بودن يكى از
هامش
( 1 ) . براى تفصيل بيشتر ، نك : معاصى كبيره ، ص 77 - 78 .
( 2 ) . متن إرشاد الأذهان ( ج 2 ، ص 60 ) و متن ترجمهء موجود به ترتيب ، چنين است : « و لو قذف بالسحق حدّ و لا لعان » ؛ « و اگر قذف كرد به مساحقه ، لعان و حد ساقط است » .
( 3 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 300 - 303 .