فصل سوم : در [ بيان مقدار ] عدّهء كنيز و استبراء « 1 » است
( بدان كه ) عدّه مىگيرد كنيز در طلاق ؛ اگر دخول واقع شده به دو طهر ؛ و كمتر زمان عدّهء او ، سيزده روز و دو لحظه است ؛
و اگر از اهل حيض بود ، ولى حايض نمىشد يك ماه و نيم عدّهء او است ؛ اگرچه زوجش آزاد باشد .
و اگر در عدّهء رجعيه آزاد شد ، عدّهء حرّه و به اين را تمام كند . و [ بعد اگر ] به اين [ باشد ] ، عدّهء كنيز را تمام كند . « 2 »
و عدّهء كنيز در وفات ، دو ماه و پنج روز است ؛ و اگر حامل باشد ، [ عدّهاش ] به ابعد الأجلين از وضع حمل [ مىباشد ] . « 3 »
و اگر ام ولد مولايش بود ، عدّهء او چهار ماه و ده روز است ؛ پس اگر مولا در عدّهء رجعيهء او مرد ، عدّهء حرّه را از سر بگيرد ؛
و اگر امّ ولد مولا نبوده [ است ] ، عدّهء كنيز را از سر بگيرد ؛
و اگر به اين شد ، عدّهء طلاق را تمام كند ؛ و اگر عدّهء وفات گرفته بود و در اثناى آن آزاد شد ، عدّهء حرّه را تمام كند ؛
و اگر مولاى او كه وطيش هم كرده بود او را مدبّر كرده بود - يعنى گفته [ بود ] تو آزادى بعد از وفات من - ، عدّهء وفات اين كنيز چهار ماه و ده روز است ؛
و اگر مولاى واطى ، او را در حيات خود آزاد كرد ، عدّهء او سه قرء است ؛
و اگر زوجهء او كنيز بود ، و او را خريد ، استبراء ندارد .
و كافى است
] 821 / B [
استبراء مملوكى كه كنيزى را خريده باشد در جواز وطى مولا .
و اگر [ انسان ] كنيز خود را مكاتب كرده بود و كتابتش فسخ شد ، وطى [ با ] او
هامش
( 1 ) . پاكى .
( 2 ) . در نسخهء خطّى اينگونه آمده است : « عدّهء حرّه و به اين را تمام كند ، و بعد عدّهء كنيز بگيرد » كه ظاهرا با عبارت علّامه در متن يكسان نمىباشد .
( 3 ) . در نسخهء خطّى مترجم پيش از اين عبارت ، عبارت « و گذشتن دو ماه و پنج روز عدّهء او است » ، آمده است كه عبارت عربى آن در متن ارشاد موجود نمىباشد .