كتاب خلع و مبارات
و در آن ، دو مطلب است :
( مطلب ) اوّل : در [ بيان ] اركان خلع است
و آن ، چهار چيز است :
( اوّل ) : [ در بيان ] صيغه [ است ]
و آن مثل « خلعتك على كذا » ، يا « أنت يا فلانة مختلعة على كذا » ، يا « أنت يا فلانة على كذا » . و آيا به مجرّد خلع ، صحيح است يا طلاق هم مىخواهد ؟ در آن دو قول « 1 » است .
و در اين كه خلع ، فسخ است يا طلاق است ، دو قول است . « 2 »
و واقع نمىشود خلع به [ لفظ ] « فاديتك » يا ، « فاسختك » يا « أبنتك » ؛ مگر با اطلاق .
هامش
( 1 ) . ابن جنيد اسكافى و ابن ابى عقيل عمّانى مايل شدهاند به اين كه خلع ، واقع مىشود به مجرد وقوعش بدون آوردن لفظ طلاق ؛ نگر : مختلف الشيعة ، ج 7 ، ص 384 ، م 39 و المقنعه ، ص 348 و المسائل الناصريات ، ص 351 ، م 165 ؛ و عدّهاى هم مايل به عدم وقوع خلع شدهاند ، مگر با لفظ طلاق مثل شيخ طوسى ، قاضى ابن برّاج ، محقّق حلّى ؛ نگر : غاية المراد ، ج 3 ، ص 251 - 252 .
( 2 ) . ابن جنيد اسكافى و سيّد مرتضى معتقد هستند كه در اين صورت طلاق است . نك : مختلف الشيعة ، ج 7 ، ص 386 ، م 39 و المسائل الناصريات ، ص 351 ، م 165 و شيخ طوسى در الخلاف ( ج 4 ، ص 423 - 424 ، م 3 ) ، مايل شده است به اين كه فسخ است .