و اگر حايض مىشد در هر شش ماه يا پنج ماه يك مرتبه ، عدّه به اشهر مىگيرد .
[ و ] امّا مضطربه [ پس ] رجوع مىكند در حيض به عادت اهلش يا به تميّز كه مراعات صفات حيض باشد ؛ [ پس ] اگر هيچكدام نشد ، عدّه به اشهر مىگيرد .
و اگر بعد از گذشتن عدّه ، شكّ در حمل كرد ، نكاح او صحيح است ؛ و اگر پيش از گذشتن عدّه شكّ كرد ، نكاح او باطل است ؛ و اگر بعد از حمل نكاح كرد ، باطل است .
[ و ] امّا حامل [ پس ] عدّه مىگيرد به وضع حمل ؛ اگرچه طلاق ، بعد از حمل بود .
و وضع حمل اعمّ است از وضع حمل تامّ يا ناقص ؛ اگر معلوم شود كه حامله است نه با شكّ ؛
و اگر زن مدعى حمل شد ، صبر مىشود بر او نه ماه و تمام نمىشود عدّه به وضع يكى از دو طفل ؛ اگر به دو طفل ، آبستن باشد .
و اگر طلاق [ داده ] شد زنى كه از زنا حمل داشت ، عدّه مىگيرد به عدّه اشهر ؛ و اگر از شبهه حمل داشت عدّه به اشهر مىگيرد بعد از وضع حمل .
و اگر شوهر مطلّقه در عدّهء رجعيه مرد ، عدّهء وفات را از سر مىگيرد به خلاف صورتى كه طلاق به اين باشد .
و قول ، قول مطلّقه است اگر اختلاف كرد با مطلّق در زمان وضع حمل با اتفاق هر دو بر زمان طلاق ؛
و اگر در زمان وضع حمل متفق بودند و در زمان طلاق اختلاف كردند ، قول مطلّق مقدّم است .
و اگر ولدى زاييد بعد از شش ماه از طلاق بعد از اين كه اعتراف داشت به گذشتن زمان عدّه ، اقرب الحاق ولد است به مطلّق ، اگر ده ماه از زمان طلاق نگذشته باشد .
و فسخ در تمام احكام ، مثل طلاق است .
] 721 / B [
و امّا موطوئهء به شبهه ، عدّه مىگيرد عدّهء طلاق ؛ اگرچه واطى بميرد .
و اگر در عدّه تزويج كرد ، عدّه باقى است ؛ پس اگر دومى دخول كرد با علم به حرمت ، زوجه در عدّهء اوّل است - اگرچه از دومى حامله شده باشد - ؛ و اگر با جهل به حرمت بود ، عدّهء اوّل را تمام كند و عدّهء دوم را از سر بگيرد .
و اگر موطوئهء به شبهه آبستن شد ، عدّهء وضع حمل او است بالنسبة به كسى كه