حمل از او است نه مطلقا ؛ پس اگر حمل ملحق به دومى است در اين فرض ، عدّهء اوّل را بعد از وضع حمل تمام كند ؛
و اگر حمل از اوّلى است ، عدّهء دومى را بعد از وضع حمل حساب كند به سه قرء ؛
و اگر حمل از هيچيك از اين دو واطى نباشد ، بعد از وضع حمل ، عدّه براى اوّل بگيرد و بعد از تمامى آن عدّه ، عدّه براى دومى بگيرد .
( مسئله )
اگر در عدّه ، رجوع كرد ؛ پس طلاق داد يا خلع حاصل شد پيش از وقاع ، از سر بگيرد عدّه را ؛
و اگر او را خلع كرد ، پس در عدّه او را تزويج كرد و طلاق داد پيش از مواقعه ، عدّه ندارد .
و اگر بعد از طلاق به اين به شبهه او را وطى كرد ، دو عدّه دارد و متداخل مىشوند ؛ يعنى عدّهء دوم ، از زمان اوّل عدّهء اوّلى است .
و اگر در طلاق رجعى از غير زوج آبستن شد ، كامل كند عدّهء اوّل را بعد از وضع حمل .
( خاتمه )
زوج در عدّه ، مىتواند رجوع كند ؛ ولى در زمان حمل تا وضع حمل ، نمىتواند رجوع كند .
فصل دوم : در [ بيان مقدار ] عدّهء وفات [ زنان ] است
( بدان كه ) عدّهء وفات اگر زوجه آبستن نباشد ، چهار ماه و ده روز است ؛ - اگرچه صغير يا يائسه يا غيرمدخوله باشد ، يا زوج صغير باشد - ؛
و اگر زوجه آبستن باشد ، ابعد الأجلين از وضع حمل و از گذشتن چهار ماه و ده روز عدّهء او است .