تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر آن مسكن زوجه خراب شد يا به اجاره بود و زمان اجاره گذشت ، از آنجا بيرون مىرود ؛ و همچنين بيرون مىرود اگر طلاق داد او را در مسكنى كه به اندازهء شأن او نبود . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر امر كرد زوجه‌اش را به بيرون رفتن از مكانى و پيش از اين كه زوجه بار خود را از آنجا ببرد او را طلاق داد ، در منزل اوّل كه بوده ، عدّه مىگيرد ؛ و اگر خودش از آنجا رفته [ است ] و بارش مانده ، در منزلى كه رفته عدّه مىگيرد ؛ و اگر در راه منزل دوم طلاق داده شد ، در منزل دوم عدّه بگيرد ؛ و اگر برگشت به منزل اوّل براى نقل متاعش و شوهر طلاقش داد ، در منزل دوم عدّه بگيرد . [ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر در باديه
] 921 / A [
بود كه شوهر طلاقش داد و اهل باديه از آنجا كوچ كردند ، با آنان برود ؛ و اگر اهلش هستند و باقى رفته‌اند ؛ اگر ايمن است ، اقامت كند ؛ و اگر اهلش رفتند و باقى هستند ، برود . [ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر در كشتى طلاق داده شد و كشتى مسكن امثال او است در همان‌جا عدّه بگيرد ؛ و اگر [ كشتى ] مسكن امثال او نيست ، مطالبه كند حقّ خود را . و اگر در منزل خودش ساكن شد و منزلى از زوج نخواست ، استحقاق اجرت ندارد ؛ و همچنين اگر خودش ، منزلى اجاره كرد . [ مسئلهء ] ( هفتم ) : اگر زوج بعد از طلاق محجور عليه « 1 » شد ، مطلّقه احقّ است به سكنا از غرماء « 2 » ؛ و اگر پيش از طلاق محجور عليه شد ، اجرت ماه‌هاى سكنايش را با غرماء حساب مىكند . و حايض [ هم ] همين حكم را دارد به كمتر زمان اقراء - كه بيست و شش روز و دو لحظه باشد - [ كه ] اگر عدّهء او گذشت فبها ؛ و الّا زياده را با غرماء حساب مىكند .
هامش
( 1 ) . كسى است كه از تصرّف در مالش منع شد . ( 2 ) . طلبكاران .