تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠

كتاب طلاق

و در آن ، مطالبى است .

( مطلب ) اوّل : در شرايط طلاق

و آن ، چند چيز است : [ شرط ] ( اوّل ) : [ شرط است ] اين كه طلاق دهنده ، بالغ عاقل باشد . و ولىّ و سلطان با نبودن اين دو « 1 » مىتوانند طلاق بدهند . و بايد در صورتى كه از جانب ديوانه طلاق دادند ، صرفه « 2 » براى او باشد ؛ و همچنين كسى كه بالغ شد و فاسد العقل بود ، نه طفل و مست ؛ كه ملاحظهء صرفه لازم نيست . [ شرط ] ( دوم ) : اختيار است ؛ كه اگر اكراه شد بر طلاق ، صحيح نيست . و حاصل مىشود اكراه ، به وعده دادن كه به مكره يا كسى كه حكم او را دارد - مثل ابوين مكره يا ولد مكره - ضرر برساند ، [ و ] اگر [ چه ] ضرر ، دشنام دادن به كسى باشد كه نقص او است ؛ و ضرر كم ، موجب اكراه نيست . و بايد وعده دادن ضرر ، از كسى باشد كه قادر بر اضرار « 3 » باشد و مظنون باشد كه مىكند .
هامش
( 1 ) . در نسخه عبارت چنين است : « و ولى و سلطان با نبودن ولى مىتوانند طلاق بدهند » . ( 2 ) . سود و مصلحت در طلاق . ( 3 ) . اضرار : ضرر زدن و زيان رساندن .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 410 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي