كتاب طلاق
و در آن ، مطالبى است .
( مطلب ) اوّل : در شرايط طلاق
و آن ، چند چيز است :
[ شرط ] ( اوّل ) : [ شرط است ] اين كه طلاق دهنده ، بالغ عاقل باشد . و ولىّ و سلطان با نبودن اين دو « 1 » مىتوانند طلاق بدهند .
و بايد در صورتى كه از جانب ديوانه طلاق دادند ، صرفه « 2 » براى او باشد ؛ و همچنين كسى كه بالغ شد و فاسد العقل بود ، نه طفل و مست ؛ كه ملاحظهء صرفه لازم نيست .
[ شرط ] ( دوم ) : اختيار است ؛ كه اگر اكراه شد بر طلاق ، صحيح نيست .
و حاصل مىشود اكراه ، به وعده دادن كه به مكره يا كسى كه حكم او را دارد - مثل ابوين مكره يا ولد مكره - ضرر برساند ، [ و ] اگر [ چه ] ضرر ، دشنام دادن به كسى باشد كه نقص او است ؛ و ضرر كم ، موجب اكراه نيست .
و بايد وعده دادن ضرر ، از كسى باشد كه قادر بر اضرار « 3 » باشد و مظنون باشد كه مىكند .
هامش
( 1 ) . در نسخه عبارت چنين است : « و ولى و سلطان با نبودن ولى مىتوانند طلاق بدهند » .
( 2 ) . سود و مصلحت در طلاق .
( 3 ) . اضرار : ضرر زدن و زيان رساندن .