[ و ] اگر آنان هم نبودند ، از اقرب نسبى است كه اقرب در ارث باشد ؛
و اگر اقرب ، متعدّد بود ، حضانت از [ آن ] كسى است كه قرعه به نام او درآيد .
[ مسئلهء ] ( يازدهم ) : ساقط مىشود حضانت به بلوغ صغير رشيدا نه به شير دادن غير ، آن صغير را .
و واجب نيست بر مادر آزاد ، شير دادن طفل ؛ بلكه مىتواند مطالبهء اجرت از پدر كند ، اگر طفل ، مالى نداشته باشد ؛ ولى اگر كنيز است ، مىتواند اجبار كند او را بر شير دادن .
[ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : كمال ارضاع « 1 » ، به دو سال است . و جايز است زياد كردن دو ماه [ ديگر ] بر آن و در آن دو ماه [ شير دادن ] اجرتى ندارد .
و اقلّ ارضاع ، بيست و يك ماه است .
و اگر طلب كند مادر كه اجرتى كه براى شير دادن مىداد به خودش بدهد تا خودش شير بدهد ، أولى است ؛ و مىتواند كه خودش ، شير بدهد [ يا ] كه كس ديگرى را بگويد شير بدهد ؛
و مىتواند پدر رضيع به كسى بگويد كه تبرّعا شير بدهد يا اجرت كمتر [ ى ] از اجرت مادر بگيرد ؛ اگر مادر راضى نشود كه او را شير بدهد ؛ و اگر راضى شد ، او أولى است .
و اگر اختلاف كرد با پدر در بودن زنى كه تبرّعا شير مىدهد ، قول پدر مقدّم است .
و مستحبّ است اين كه طفل از شير مادر بخورد .
هامش
( 1 ) . ارضاع : شير دادن زن به بچه .