و اگر نفى كرد ، بىلعان نفى مىشود ؛ و اگر بعد از نفى ، اعتراف كرد ، ملحق به او است .
و اگر وطى كرد مولا و اجنبى ديگرى آن كنيز را ، ولد از [ آن ] مولا است ؛ و بعضى گفتهاند : اگر مولا گمان دارد كه از او نيست ، ملحق به او نيست و نفى هم نمىشود ؛ بلكه وصيّت كند براى [ او ] به نصيبى كمتر از نصيب ولد . « 1 »
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر نقل شد كنيز [ از ] واطى ، به ديگرى ؛ اگر زاييد به شش ماه يا زياده از وطى دومى ، ولد از او است ؛ و الّا از [ آن ] مولاى سابق است .
و اگر كنيز از چند نفر بود
] 421 / A [
و شركا ، او را وطى كردند و همه مدعى ولد شدند ، ملحق به آن كسى است كه قرعه به اسم او درمىآيد ؛ و او غرامت مىكشد نصيب باقى شركا را از آن كنيز و از ولد ، از روزى كه زاييده شده و زنده بود ؛
و اگر يكى از شركا ، مدعى آن شد ، ملحق به او است ؛ و غرامت مىكشد نصيب باقى شركا را .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : جايز نيست نفى ولد به واسطهء عزل كردن ؛ و اگر شبيه به او است و مادرش از وطى او آبستن شده [ است ] ، ملحق به او است ؛
و اگر مادرش ، كنيز است ، پدر غرامت مىكشد قيمت ولد را از روزى كه زاييده شده و زنده بوده .
و اگر زوجهء او را كسى تزويج كرد به گمان اين كه او مرده يا طلاق داده [ شده ] ، و او را آبستن كرد ، برمىگردد به شوهر اوّل بعد از عدهء نكاح دوم ( و ولد ، از آن شوهر دوم است ) .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : واجب است نزد [ - هنگام ] ولادت مولود ، به كار ايستادن زنان ، به مادر آن مولود يا شوهرش .
و مستحبّ است شستن مولود ؛ و اذان گفتن در گوش راست او ؛ و اقامه [ گفتن ]
هامش
( 1 ) . برخى از فقيهان شيعه كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در النهاية ، ص 506 - 507 .
ب : قاضى ابن برّاج در المهذّب ، ج 2 ، ص 240 .
ج : ابن حمزه طوسى در الوسيلة ، ص 317 - 318 .
د : يحيى بن سعيد حلّى در الجامع الشرايع ، ص 461 .