تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
در گوش چپ او ؛ و به دهان او ماليدن آب فرات [ را ] و تربت حضرت امام حسين عليه السّلام ؛ و اسم گذاردن او به اسم‌هاى خوب ؛ و كنيه گذاردن [ براى ] او . و جمع نكند ميان اسم « محمّد » و كنيهء « ابو القاسم » . و مكروه است اسم گذاردن [ بر مولود ] به [ نامهاى ] « حكم » و « حكيم » و « حارث » و « مالك » و « ضرار » . و مستحبّ است اين كه [ در ] روز هفتم ، سر او را بتراشند و به وزن آن ، طلا يا نقره وزن كنند [ و صدقه بدهند ] و ختنهء او كنند ؛ و نزد بلوغ ، ختنه واجب است ؛ و مستحبّ است ختنهء دخترها ؛ اگرچه بالغ شوند . [ مسئلهء ] ( نهم ) : مستحبّ است عقيقه از پسر و دختر - به مثل آنان در انوثت و ذكورت - ، به شرايط أضحيه ؛ « 1 » و كافى نيست صدقه دادن به پول أضحيه ؛ و پا و ران آن [ اضحيه ] ، از [ آن ] قابله است . و ساقط نمىشود اين استحباب اگر پدر در آن اهمال كرد و [ عقيقه را ذبح ] نكرد ، و نه به [ سبب ] مردن مولود ، در بعد از ظهر روز هفتم . و مكروه است از براى ابوين ، خوردن [ گوشت ] أضحيه و شكستن استخوان آن .

( كلام در حضانت « 2 » و رضاع )

[ مسئلهء ] ( دهم ) : مادر ، احقّ است به نگاهدارى ولد در زمان رضاع كه دو سال است در پسر ؛ و در دختر ، هفت سال نگاهدارى مىكند به شرط آزاد بودن مادر و اسلام او ، و شوهر نكردن او ؛ و اگر شوهر كرد [ و ] بعد طلاق داده شد ، برمىگردد به حكم احقّيت . و اگر پدر مرد ، حقّ مادر ساقط نمىشود ؛ بلكه مستحق مىشود كه تا وقت بلوغ حضانت او كند ؛ مثل صورتى كه پدر ، كافر يا بنده باشد ؛ ولى اگر اسلام آورد ، او احقّ از مادر است ؛ و اگر ابوين نبود [ ند ] ، حضانت از [ آن ] اجداد است ؛
هامش
( 1 ) . مراد عقيقه است . ( 2 ) . يعنى اين كه طفل نزد پدر يا مادر يا غير آن دو باشد . حضانت : در زير بال گرفتن ؛ دربر گرفتن ؛ در دامن خود پروراندن ؛ دايگى و پرستارى كودك .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 408 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي