تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
و اگر زنش را طلاق كرد و او شوهر دومى [ اختيار ] كرد و فرزند تمامى به كمتر از شش ماه از طلاق اوّل زاييد ،
] 321 / B [
از [ آن ] اوّل است ؛ و اگر شش ماه شده ، از دومى است .

مسائل )

[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر يك زنى را دو نفر به شبهه وطى كردند ، يا يكى به نكاح صحيح و ديگرى به شبهه وطى كرد و ولد آمد ، قرعه مىزنند و به اسم هر كه در آمد از [ آن ] او است ؛ چه هر دو كافر باشند يا مسلم ؛ يا يكى كافر و ديگرى مسلم ؛ يا هر دو بنده باشند يا آزاد ؛ يا يكى بنده و ديگرى آزاد باشد . [ مسئلهء ] ( دوم ) : ملحق مىشود ولد به فراش ؛ اگر متحد باشد ؛ و به ادعاى مدعى ، اگر يك نفر باشد ؛ و اگر فراش ، مشترك بود ؛ يا مدعى متعدّد بود و بيّنه نبود ، حكم به قرعه است . [ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر مدعى شد مولودى را كه در فراش غير بود كه مدعى شد وطى آن زن را به شبهه ، و زوجين او را تصديق نمودند ، با بيّنه ، ولد ملحق است ؛ و بيّنه از جهت حقّ ولد است . و اگر فرزندى را به خود ملحق كرد و زوجه‌اش ، منكر شد كه او را زاييده باشد ، به محض اقرار پدر ، ملحق نمىشود . [ مسئلهء ] ( چهارم ) : قول زوج ، مقدّم است اگر اختلاف كند با زوجه در دخول يا ولادت ؛ و اگر هر دو ثابت شد ، جايز نيست از براى زوج ، نفى آن به سبب زناى زن ، و نفى نمىشود مگر به لعان ؛ و همچنين اگر اختلاف كردند در مدّت ؛ كه آيا كمتر از شش ماه متولّد شده يا به شش ماه ، قول زوج ، مقدّم است . [ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر وطى كرد زن را كسى به زنا ، ولد از [ آن ] زوج است . و اگر زن را طلاق داد و او عدّه گرفت و فرزندى آورد كه زياده بر ده ماه از حين طلاق نگذشته بود ، ملحق به او است ؛ اگر بعد از طلاق وطى نشده باشد . و اگر از نطفهء او ولدى زاييده شد از غير زن او ، نمىتواند ملحق به خود كند ؛ اگر بعد آن زن را بگيرد . و اگر زاييد كنيز او و شش ماه تا ده ماه از وطى او گذشته بود ، ملحق به او است ؛
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 406 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي