باشد خودش را در مدّت معيّنى ، مهر كردن او صحيح است ؛ كم باشد يا زياد .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر اسلام آوردند زن و شوهرى كه ذمّى بودند و مهر زن شراب بود ، قيمت آن لازم است ؛ و اگر در حال كفر شرابى كه مهر بود ، گرفته بود ، صحيح است .
و اگر مسلم عقد كند بر شراب ، صحيح است و مهر المثل را بايد بدهد ، اگر دخول واقع شده [ بنا ] به قولى . « 1 »
[ مسئلهء ] ( دوم ) : بايد معيّن شود صداق ، به قسمى كه رافع جهالت باشد ؛ پس اگر مبهم ذكر كرد ، فاسد است ؛ و با دخول ، مهر المثل مستحقّ است .
و بايد متضمّن نباشد صداق اثبات او ، نفى او را مثل آن كه براى آزادى به غلامش تزويج كرده رقبه آن غلام را مهر او كند ؛ كه اگر مالك شود ، عقد باطل است .
و كافى [ است ] مشاهدهء مهر ، اگرچه وزنش مجهول باشد .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : اگر تزويج كرد او را ( بر خادم يا بيت يا خانهاى ، پس براى او خواهد بود حدّ وسط آن و ) بر كتاب اللّه تعالى
] 211 / B [
و سنّت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و اسم نبرد ، پانصد درهم است .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر دو زن را به يك مهر تزويج نمود ، حساب مىشود بر مهر المثل [ و ] قسمت مىشود ؛ يعنى هر كدام به نسبت مهر المثل مىگيرند [ بنا ] به قولى ؛ « 2 » و همچنين [ اگر ] جمع كرد ميان تزويج و بيع به يك عوضى . « 3 »
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : لازم نيست كه به جهت پدر دختر ، چيزى غير از مهر يا از مهر ، معيّن كند [ بنا ] به قولى . « 4 »
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر صداق او را تعليم سورهاى كرد ، تعليم كند قرائتى [ را ] كه خواندنش جايز است ؛ و اگر او را پيش از دخول طلاق داد ، نصف اجرت تعليم را از او پس مىگيرد ؛ اگر تعليم كرده [ باشد ] و اگر تعليم نكرده ، آن زن رجوع به نصف مىكند ؛
هامش
( 1 ) . فتواى شيخ طوسى در الخلاف ( ج 4 ، ص 363 ، م 1 ) و ابن حمزه در الوسيلة ( ص 296 ) چنين است ؛ و نيز نك : السرائر ، ج 2 ، ص 577 .
( 2 ) . نك : المبسوط ، ج 4 ، ص 291 - 292 .
( 3 ) . نك : المبسوط ، ج 4 ، ص 291 - 292 .
( 4 ) . نك : غاية المراد ، ج 3 ، ص 118 - 119 .