[ سوم ] : اگر گوسفندى را وقف كند ، پشم و شيرش كه در زمان وقف موجود بوده است ، داخل وقف مىشود .
[ چهارم ] : وقف عقار « 1 » و هر چيزى از منقولات و غيرمنقولات كه با بقائش از آن نفع برده مىشود ، صحيح است .
[ پنجم ] : جايز است [ براى واقف ] ، قرار دادن توليت از براى خودش و ديگرى ؛ و اگر به صورت مطلق وقف كند ، [ توليت ] براى موقوف عليهم خواهد بود .
[ ششم ] : صحيح است وقف ، بر معدومى كه تابع موجود است [ مثل آن كه وقف كند بر اولاد موجود خود و بر اولادى كه بعدا به دنيا مىآيند ؛ به شرط آن كه آن معدوم ، عادتا وجودش ممكن باشد ] .
[ هفتم ] : اگر ابتدا كند به معدومى و سپس به موجود ، [ مثل اين كه بگويد وقف كردم بر اين حمل و بعد از او بر اين پسر موجود ] ، در صحّت آن [ وقف ] در موجود ، دو قول است ؛ [ كه بعضى گفتهاند صحيح نيست و بعضى ديگر گفتهاند صحيح است بر موجود ، نه بر معدوم ] . « 2 »
و همچنين صحيح است وقف بر بنده ، سپس بر آزاد .
[ هشتم ] : صحيح است وقف بر مصالح مسلمين مانند ساختن پلها و مساجد ، و نيازى به قبول ندارد ؛ و قبض ، از آن ناظر در آن دو مىباشد .
[ نهم ] : اگر مسجد يا مقبرهاى را وقف كرد ، به واسطهء خواندن نمازى در آن مسجد و دفن ميّتى در آن ، وقف صحيح است .
و به واسطهء نماز و دفن بدون ايجاب ، و ايجاب بدون آن دو ، و بدون اقباض ، وقف حاصل نخواهد شد .
[ دهم ] : اگر بر كسانى كه غالبا منقرض مىشوند وقف كرد ، صحيح است ؛ [ لكن نه از جهت وقف ، بلكه ] از جهت حبس بر آنان ؛ و با انقراض آنان [ - موقوف عليهم ] ، وقف به واقف برمىگردد يا بر وارثان موقوف عليهم بنا بر رأيى . « 3 »
هامش
( 1 ) . زمين .
( 2 ) . براى اطلاع از اين تفصيل در اين مسئله و قائلين آن ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 426 - 427 .
( 3 ) . برخى از فقيهان شيعى كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از : -