تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
[ ى ] : [ اين كه ] وقف ، بر موقوف عليه حرام نباشد . [ ك ] : دوام وقف ؛ [ ل ] : تنجيز [ - معلّق نبودن بر شرط و وصف ] ؛ [ م ] : اقباض [ - تحويل دادن و مسلّط نمودن موقوف عليه بر موقوف و رفع يد خود از آن موقوف ] ؛ [ ن ] : اخراج موقوف از خودش [ - وقف ننمودن بر خودش ] . [ مواردى كه وقف در آن صحيح نيست ] اگر دين را وقف كرد ؛ يا خانهء غير معيّنه ؛ يا مالى كه با عدم اجازه ، مالكش شده است ؛ يا [ بندهء ] فرارى را ؛ يا وقف كند بر كسانى كه ابتدا معدوم باشند ؛ يا بر حملى كه متولّد نشده است ؛ يا بر كسانى كه نمىتوانند مالك شوند ؛ يا بر بنده ؛ يا وقف كند مسلم ، بر محلّ عبادت نصارا و محلّ عبادت يهودان ، يا بر اعانت زناكاران ، يا بر كاتبان تورات و انجيل ؛ يا اين كه وقف را مقرون كند به مدّتى ؛ يا معلّقش گرداند به شرطى ؛ يا وقف را به موقوف عليه اعطا نكند تا اين كه بميرد [ واقف ] ؛ يا بر خودش وقف كند سپس بر غير خودش ؛ يا شرط كند انتفاعش را ، كه در همهء اين موارد ، وقف باطل است .

[ احكام وقف ]

[ اوّل ] : هرگاه كه وقف ، با شرايطش تمام شود ، وقف لازم مىگردد ، [ و رجوع در وقف ، جايز نخواهد بود ] . [ دوم ] : وقف [ كردن ] مريض [ در مرض موتش ] از ثلث [ مال او محسوب ] است .