است ] . و قول ، قول مالك است در سلامت و در ردّ بنده ، بعد از مرگش .
[ مسئلهء يازدهم ] : هرگاه غاصب بفروشد چيزى را در حال غصب و سپس منتقل شود به او به سبب صحيحى ، و غاصب به مشترى بگويد كه به تو چيزى را فروختم كه مالك آن نبودم ، غاصب از مشترى ، مبيع را مطالبه مىكند و [ چون بيعش صحيح نبوده است ] بيّنهء غاصب مسموع مىگردد [ در عدم انتقال به مشترى ] ، اگر در زمان بيع ضميمه نكند بر [ لفظ بيع ] آنچه را كه دلالت بر تملّك مىكند .
[ مسئلهء دوازدهم ] : اگر حيوانى سرش را در ديگى داخل كند ، يا داخل [ در ] خانهء غيرمالك شود و نمىتواند خارج شود مگر با خراب كردن و شكستن ؛ پس اگر يكى از آن دو [ صاحب چارپا و صاحب ديگ يا خانه ] تفريط كرد ، ضامن است ؛ و اگر تفريط منتفى شده است ، صاحب حيوان ، ضامن است .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 323
مساهمون: العلامة الحلي
ص٣٢٣