شريكند ؛ و نيز [ اگر عين را ممزوج كرد ] به بهتر از آن [ بنا ] بر نظرى . « 1 » و [ اگر ممزوج كرد ] به جنسى پايينتر يا به غير جنس اصلى ، ضامن است مثل را .
[ فائده ]
فوائد متجدّد [ مغصوب ] مضمون است [ بر غاصب ] مانند اصل [ به سبب غصب ؛ زيرا نماء ، ملك مالك است ] و اگرچه منفعت باشد [ مانند سكناى خانه ] . و اگر [ حيوان ] فربه شود [ در دست غاصب ] پس زياد شود قيمت آن ، سپس لاغر شود ، پس كم شود قيمتش ، غاصب ضامن است آن زيادتى را ، پس اگر چنانچه چاقى [ حيوان ] و قيمت ، بازگشت ، ضمانى نخواهد بود . و اگر غير چاقى [ صنعت ديگرى ] بازگردد ، لاغرى را جبران نخواهد كرد .
[ مسائل ]
[ مسئلهء اوّل ] : اگر تعليم داد به غلام صنعتى را و در نتيجه قيمتش افزايش يافت ، سپس غلام ، آن صنعت را فراموش كرد ، ضامن نقص است . و اگر غاصب زياد كند در غلام آنچه را كه قيمت غلام به آن اضافه نمىشود ، پس بر غاصب چيزى در تلف آن شىء زايد نخواهد بود .
[ مسئلهء دوم ] : اگر غصب كند كنيزى بكر را و با او نزديكى كند ، بر او است 10 / 1 قيمت كنيز بكر ، و نيمى از 10 / 1 [ قيمت ] ثيّب ؛ اگر با جهل كنيز يا اكراهش با او وطى كرد .
[ مسئلهء سوم ] : اگر كنيز ، غاصب [ واطى را ] عالمانه اطاعت كرد ، ارش [ ازالهء ] بكارت ، بر غاصب است ؛ [ بنا ] بر رأيى . « 2 »
[ مسئلهء چهارم ] : اگر هر دو [ غاصب و كنيز ] جاهل به حرمت [ وطى ] بودند ، فرزند ، آزاد محسوب مىشود و بر او است دادن قيمت آن فرزند در روزى كه زنده متولّد شده [ است ] و ارش نقص [ كنيز ] به واسطهء ولادت و نازايى ؛
هامش
( 1 ) . نك : السرائر ، ج 2 ، ص 482 ؛ شرايع الإسلام ، ج 3 ، ص 193 و غاية المراد ، ج 2 ، ص 406 - 407 .
( 2 ) . برخى از أعلام شيعه كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در المبسوط ، ج 3 ، ص 67 .
ب : ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 2 ، ص 488 - 489 .
ج : محقّق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 3 ، ص 196 .