تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
[ مسئلهء دهم ] : اگر زياد شود قيمت بنده به سبب [ جنايتى مانند ] خصا « 1 » و قطع انگشت زايدش ، مقطوع را ضامن است [ كه در قطع بيضه‌اش ، ضامن تمام قيمت و در قطع انگشت زايد ، ثلث قيمت انگشت صحيح را ضامن است ] . [ مسئلهء يازدهم ] : مالك نمىشود غاصب ، به سبب تغيّر صفت [ عين ] ، عين مغصوب را ؛ و [ نيز مالك نمىشود ] به سبب آن كه دانه به زرع ، و تخم‌مرغ به جوجه ، تبديل شود . « 2 » [ مسئلهء دوازدهم ] : هرگاه [ تسليم كردن ] عين [ مغصوب به هنگام طلب نمودن مالك از غاصب ] متعذّر باشد ، بايد قيمت [ آن ] را به مالك بدهد [ و ] عين بر ملكيت مالك عين باقى است ، و غاصب ، عين مغصوب را مالك نمىشود ؛ و بر غاصب است [ پرداخت ] اجرت [ از حين غصب ] تا وقتى كه مالك بدل عين را اخذ مىكند ؛ پس اگر پس از بر طرف شدن تعذّر تسليم ، متمكّن از [ تسليم ] عين شد ، واجب است [ كه غاصب ] عين را به مالك بدهد و [ مالك هم ] قيمتى را كه از او گرفته است به او برمىگرداند . [ مسئلهء سيزدهم ] : اگر كسى يك لنگه از يك جفت كفش را تلف كند ، ضامن قيمت آن يك لنگه در حالى كه جفت است ، مىباشد ؛ و لنگهء موجود را بايد به صاحبش ردّ كند ، و بايد مابه التفاوت قيمت يك لنگه و يك جفت را نيز به صاحبش بازگرداند ؛ « 3 » و اگر يكى از دو لنگهء كفش را اخذ كرد ، ضامن يك جفت كفش است . [ مسئلهء چهاردهم : اگر غاصب ، غصب كند خوردنى را ] ، پس آن را به مالك بخوراند [ و يا اگر گوسفندى را غصب كند ] و مالك را اباحه دهد در ذبح كردن گوسفند يا ندانستن مالك ، ضمان غاصب زايل نمىشود [ و بر ضمان باقى است ] . و اگر بخوراند آن را به غير مالك ، مخيّر است مالك ؛ كه رجوع به خورنده كند ؛ و خورنده نيز رجوع بر
هامش
( 1 ) . قطع شدن بيضهء مرد . ( 2 ) . مثلا غصب كند دانه را و آن را بكارد و يا غصب كند تخم پرنده‌اى را ، پس جوجه كند آن را ؛ كه زرع و جوجه از براى صاحب تخم و زرع مىباشد نه از براى غاصب . ( 3 ) . مثلا هرگاه قيمت چكمه با هم 4000 تومان باشد و هريك به تنهايى 1500 تومان ، و يكى تلف بشود ، 2000 تومان مىدهد به ازاء تلف شده و آن يك لنگه را هم مىدهد و 500 تومان ديگر هم مىدهد .