مىكند ، و ضمانى نيست . و همچنين است حيوانات كوچكى « 1 » كه خود را حفظ مىكند .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر گوسفندى را در محلّ معمورى گرفت ، سه روز نگاه دارد . [ و ] اگر صاحبش نيامد ، بفروشد و پول آن را صدقه بدهد .
و اگر غير گوسفند را در محلّ معمور گرفت ، حفظ كند و بر آن انفاق كند ، بدون رجوع بر مالك ؛ يا به حاكم ردّ كند ، اگر بتواند .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر حيوانى [ را ] كه حفظ خود نمىتوانست بكند ، يافت در بيابان ، از سلطان استعانت كند در نفقه .
و اگر نمىتواند از او استعانت كند ، بر آن انفاق كند و رجوع [ كند ] در آن نفقه ، بر مالك با اقامهء بيّنه بر نفقه دادن [ بنا ] به قولى ؛ « 2 »
و همچنين انفاق كند ، اگر بندهاى يافت . و اگر به شير آن لقطه ، يا سوارى بر آن ، يا خدمت آن ، منتفع مىتواند شد از اينها ، تقاصّ حقّ خود كند [ بنا ] بر قولى . « 3 »
[ مسئلهء ] ( ششم ) : لقطه غير حرم ، اگر كمتر از درهم
] 411 / b [
بوده باشد ، يابنده ، مالك آن مىشود ؛ و الّا بايد يك سال ، تعريف كند . و مىتواند خودش يا كسى ديگر ، تعريف كند [ و ] اگر صاحب آن آمد ، كه از [ آن ] او است ؛ و الّا مخيّر است ميان تملّك آن با ضمان ، و صدقه دادن با ضمان ، و باقى گذاردن به امانت بىضمان ؛ و آنچه قابل باقى ماندن نيست بر خودش ، قيمت مىكند و تصرّف مىكند با ضمان ، يا به حاكم مىدهد بىضمان .
[ مسئلهء ] ( هفتم ) : مكروه است گرفتن لقطه و گمشده ، مطلقا ؛ خصوصا اگر يابنده ، فاسق يا فقير باشد ؛ يا لقطه چيزى باشد كه قيمت آن سبك و منفعت آن ، سنگين است ؛ و مستحبّ است شاهد گرفتن بر آن .
[ مسئلهء ] ( هشتم ) : مالى كه دفن شده است در زمينى كه مالك ندارد ، يا در بيابان يا در خرابه ، از براى يابنده است . و اگر يافت در صندوق مختصّ « 4 » به خود يا در
هامش
( 1 ) . در نسخه « كوچكهاى حيوانى » بدل « حيوانات كوچكى » مىباشد .
( 2 ) . قائل اين نظريه ، مرحوم محقق حلّى است در شرايع الإسلام ( ج 3 ، ص 226 ) ؛ و نيز ، نك : النهاية ، ص 324 .
( 3 ) . قائل اين قول ، مرحوم محقق حلّى است در شرايع الإسلام ( ج 3 ، ص 231 ) ؛ و نيز ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 386 - 387 .
( 4 ) . در نسخه « مختصّى » بدل « مختصّ » است .