تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
به سوم « 1 » ، يا قبض به [ واسطهء ] بيع فاسد يا استيفاى منفعت به سبب اجارهء باطل [ مانند آن كه كسى خانهء مجهولى را اجاره كند ؛ كه اين قسم اجارهء فاسد است ، و در صورت استفاده از خانه ، بر او اجرة المثل خواهد بود ] .

[ مسائل ]

[ مسئلهء اوّل ] : و اگر گوسفندى را غصب كرد و برهء آن ، بر اثر گرسنگى مرد ؛ يا صاحب و مالك ماشيه « 2 » را از نگهداريش بازداشت و در نتيجه ماشيه مرد ؛ يا چارپايى را غصب كرد و فرزندش نيز به دنبال آن آمد ؛ در ضمان نسبت به اين موارد ، نظر [ - اشكال ] است . « 3 » [ مسئلهء دوم ] : اگر درى را گشود و مالى دزديده شد ؛ يا نقبى [ - تونلى ] زد ؛ يا ريسمان و قيد را از شخص دربندى برداشت ؛ يا مالك را منع كرد از نشستن بر بساط [ كاسبىاش ] ، و در نتيجه ملكش تلف شد ؛ يا اين كه او را از بيع بازداشت و در نتيجه قيمت آن شىء در بازار كمتر شد ؛ يا عينش تلف شد ، در همهء اين موارد ، ضمانى نخواهد بود . [ مسئلهء سوم ] : و اگر مباشر و سبب ، هر دو جمع شدند [ مانند اين كه كسى چاهى را در ملك ديگرى عدوانا حفر كند و كس ديگرى ، انسانى را در آن بيندازد ] ، پس ضمان بر مباشر است ؛ مگر با اكراه [ مباشر ] ، كه در اين صورت ضمان بر قاهر [ مكره ] خواهد بود . [ مسئلهء چهارم ] : اگر آب ، در ملكش روان ساخت ؛ و يا آتش ، افروخت و در نتيجه مال ديگرى را غرق ساخت و يا سوزاند ، ضامن نيست مگر با تجاوز از قدر نياز در حال اختيار ، با علم يا ظنّش به تجاوز از قدر [ حاجتش ] .

[ معناى غصب ]

و غصب عبارت است از [ اين كه شخصى ] استقلالا اثبات يد [ و مالكيت ] كند بدون [ اذن ] مالك ، در زمين يا خانه يا بستان و غير آن .
هامش
( 1 ) . « سوم » عبارت است از قبض مبيع براى شراء ، قبل از عقد بيع . ( 2 ) . شتر ، گاو و گوسفند . ( 3 ) . براى اطلاع از تفصيل در اين مسئله ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 393 - 394 .