كتاب غصب
و در آن ، دو مطلب است :
( مطلب ) اوّل : در اسباب ضمان است
و آن سه چيز است : يكى مباشرت « 1 » اتلاف عين يا منفعت - مثل كشتن حيوانى يا ساكن شدن در خانهاى - ؛ و يكى ديگر سببيّت اتلاف است و آن فعل ملزوم علّت است ، مثل كندن چاه در غير ملك خودش و گذاردن چيزى كه باعث لغزش مىشود در محلّ عبور ، و انداختن طفل يا حيوان عاجز از فرار در محلّ درنده و باز كردن بند بندهء ديوانه يا حيوانى تا فرار كند ، و باز كردن [ در ] قفس مرغ ؛ اگرچه بعد از آن وقت به فاصله بپرد ، و دلالت كردن دزد ، و زايل نمودن بند ظرف تا آنچه در آن است « 2 » بريزد ، در صورتى كه فقط ريسمان موجب نگهدارى محتواى ظرف است ، يا ظرف درباز [ مانند مشك روغن ] به جهت كندن زمين زير آن ، واژگون شود و محتوياتش بريزد ، يا [ اين كه درب ظرف را باز كند و ] توسط باد واژگون شود [ و از بين برود ] ، يا به واسطهء تابش آفتاب ذوب گردد [ ضامن است ] با [ وجود ] اشكال [ در حكم كردن به ضمان ] ، « 3 » يا قبض
هامش
( 1 ) . خود شخص عين چيزى و يا منفعت آن را تلف گرداند .
( 2 ) . ترجمهء [ متن ] از ابتداى مطلب اوّل [ اسباب ضمان ] تا اين موضع ، از قلم مترجم ، و از آن به بعد به قلم مصحح مىباشد .
( 3 ) . براى اطلاع از تفصيل در اين مسئله و اشكال آن ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 393 .