تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

كتاب عاريه

( بدان كه ) عاريه ، عقدى است جايز از طرفين . و صحيح نيست ؛ مگر از شخص جايز التصرّف . و اگر ولىّ به طفل اذن داد ، صحيح است ؛ اگر عاريهء او با مصلحت باشد . و هرچه صحيح است انتفاع به آن ، اگر باقى باشد ، عاريهء آن نيز صحيح است . و مخالفت نكند مستعير از حدّ اذن در تصرّف ، كه ضامن اجرت و عين آن است اگر مخالفت كرد . و صحيح است عاريه كردن گوسفند ، از براى شير دوشيدن ؛ و كنيز ، از براى خدمت كردن [ به ] اجنبى . و منتفع [ مى ] شود مستعير ، به آنچه عادت بر آن جارى شده . و اگر از عين چيزى كم شد به واسطهء استعمال ، يا تلف شد از استعمال بدون تفريط ، ضامن نيست ؛ مگر آن كه معير ، شرط ضمان كرده باشد ؛ يا آن كه مستعير ، محرمى بود كه صيدى عاريه كرده بود ؛ يا از غاصب ، عاريه كرده بود ؛ يا طلا و نقره عاريه كرده بود ، كه ضامن است ؛ مگر با شرط سقوط ضمان . و همين است حكم ، اگر بدون استعمال ، تلف شد . و اگر در آن تفريط كرد ، ضامن است . و اگر محلّ صيدى از محرم عاريه كرد ، صحيح است ؛ زيرا كه ملك محرم از او ، زايل مىشود .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 307 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي