شهادت بدهد » ، لازم نيست . و اگر گفت : « اگر فلانى شهادت داد به طلب تو ، راست گفته [ است ] » ، همان وقت بر او لازم است ؛ اگرچه آن شخص ، شهادت ندهد .
و اگر گفت : « از براى او است بر من هزار درهم - مثلا - اگر ماه داخل شد » ، يا آن كه « اگر ماه داخل شد ، هزار درهم از او بر ذمّهء من است » ، صحيح است ؛ اگر قصد داشته باشد كه اجل آن مال سر شهر [ - ماه ] است نه آن كه تعليق كند .
و اگر مدعى گفت : « از براى من است بر تو ، هزار درهم » ، و مدعى عليه گفت : « آن را ردّ كردم يا اداء كردم » ، يا گفت : « بلى » ، يا « راست گفتى » ، يا [ گفت ] : « من منكر نيستم و مقرّم به آن » ، اقرار است .
و اگر گفت : « آن را وزن كن » ، يا « بگير » يا « من مقرّم » ؛ و نگفت : « مقرّم به آن » ، يا « من به آن اقرار خواهم كرد » ، اقرار نيست .
و اگر گفت : « آيا نيست از براى من بر ذمّهء تو فلان مبلغ ؟ » ؛
] 08 / B [
اگر به لفظ « بلى » گفت ، اقرار است ؛ و همچنين اگر به لفظ « نعم » گفت ، على اشكال . « 1 »
و اگر گفت : « خريدى از من » ، يا « طلب هبه نمودى » ، و گفت : « بلى » ؛ يا گفت :
« تمليك كردم اين خانه را از فلانى » ، يا « از او غصب كردم » ، اقرار است .
و اگر گفت : « اين خانه را به دست او دادم » ؛ اقرار نيست .
و اگر گفت : « پدر تو را به تو فروختم » ، و مشترى منكر شد و قسم هم خورد ، مملوك ، بدون ثمن آزاد است .
( ركن ) چهارم : مقرّ به است و در آن ، دو مبحث است :
( مبحث ) اوّل : در اقرار به مال است
( بدان كه ) شرط نيست كه مال ، معلوم باشد ؛ بلكه اگر اقرار به مجهولى كند ، صحيح است ؛ و نه اين كه مملوك از براى مقرّ باشد ؛ بلكه اگر مملوك او [ باشد ] ، باطل است ؛ مثل اين كه بگويد : « خانهء من از فلانى است » ، يا « مال من از [ آن ] او است » .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر شهادت داد شاهدى كه مقرّ اقرار كرده به خانهاى كه تا
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر پيرامون اين مطلب ، نك : غاية المراد ، ج 2 ، ص 256 - 257 .