حين الاقرار مالك آن خانه بوده ، شهادت باطل است .
[ مسئلهء ] ( دوم ) : اگر گفت اين خانه از فلانى است و آن ملك من بود ، تا وقت اقرار اوّل ، حرفش صحيح است .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : شرط است در اقرار ، كه مقرّ به در تصرّف او باشد ؛ كه اگر اقرار به آزادى بندهء غير [ كرد ] ، مسموع نيست . و اگر مقرّ ؛ آن بنده را خريد ؛ از جانب او ، فداء و از جانب بايع ، بيع است ؛ و در آن ، خيار شرط و خيار مجلس ثابت نيست و بعد حكم مىشود به آزادى او . و اگر آن بنده مرد و وارثى ندارد ولى كسبى داشت ، مشترى ثمن او را اخذ مىكند .
[ مسئلهء ] ( چهارم ) : اگر گفت : « از براى زيد است در ارث پدرم » ، يا « [ از ] ارث پدرم » يا « در اين خانه صد درهم [ است ] » ، اقرار است . به خلاف اين كه بگويد : « از براى زيد است و در وارث من از پدرم » يا « از ارث من از پدرم » يا « در خانهء من » يا « در مال من » ، كه اقرار نيست ؛ ولى اگر در اين فروض گفت : « در ارث من از پدرم به حقّ واجبى » يا « به سبب صحيحى » و مثل آن ، اقرار است .
[ مسئلهء ] ( پنجم ) : اگر گفت « از براى زيد است بر من چيزى » يا « مالى » ، قبول مىشود تفسير كردن او به كمتر آنچه ماليت داشته باشد ؛ و [ قبول نمىشود ] تفسير به يك دانهء گندم و سگ بىفائده و سرگين و پوست مرده و شراب و خوك و ردّ سلام و عيادت قبول نمىشود ؛
و اگر تفسير نكند كلامش را حبس مىشود تا تفسير كند و اگر تفسير كرد به يك درهم و مدعى گفت : « تو ده درهم اراده كردى » ، قبول نمىشود ؛ بلكه از براى مدعى است ادعا و ده درهم نه اين كه مقصود مقرّ را بگويد ؛ بلكه قول مقرّ ، مقدّم است ؛ و اگر تفسير كرد به امّ ولد ، صحيح است .
[ مسئلهء ] ( ششم ) : اگر گفت : « از براى فلان است بر من مال بزرگى » يا « [ مال ] خوبى يا « [ مال ] بسيارى » يا « مالى [ آن هم ] چه مالى » ، قبول مىشود تفسير او ، هرچند به چيز كمى باشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . متن عبارت مرحوم مترجم چنين است : « قبول مىشود تفسير او ، هرچند به چيز كمى باشد ، مقبول است » .