درهم پس يك درهم » ، اقرار به يك درهم است ؛ و اگر گفت : « مقصود من از درهم سوم ، تكرار درهم دوم بود » ، قبول مىشود .
و اگر گفت : « درهم سوم ، تأكيد درهم اوّل بود » ، ؛ قبول نمىشود .
[ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : اگر اقرار [ را ] در دو وقت تكرار نمود ؛ مثل آن كه [ در خلال ] دو روز گفت : « از براى او است بر من يك درهم » ، يك اقرار حساب مىشود ، مگر آن كه به جهت هر كدام سببى غير از سبب ديگرى ذكر كند [ كه ] دو اقرار است ؛ و اگر به جهت يكى سبب ذكر كرد ، آن ديگرى حمل بر همين سبب مىشود ؛ و اگر يك روز گفت : « از براى او است پنج درهم » [ و ] در روز ديگر گفت : « از براى او است چهار درهم » ، اقرار به همان پنج درهم است .
[ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : اگر گفت : « از براى او است بر من بندهاى كه بر سر او عمامه باشد » ، آن ، اقرار به بنده و عمامه است ؛ به خلاف آن كه بگويد : « بر من است دابّهاى [ - چهارپايى ] كه زين بر آن باشد » ، كه اقرار به دابّه بيش نيست .
[ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : اگر گفت : « بر من است هزار تا و يك درهم » ، رجوع مىشود در تفسير هزار به او . و اگر گفت : « بر من است پانزده درهم » يا « هزار و صد و بيست و پنج درهم » يا « هزار و صد درهم » يا « هزار و سه درهم » ، تمام درهم است ؛ و اگر گفت : « بر من است يك درهم و نصف » ، رجوع مىشود در تفسير نصف
] 18 / B [
به خودش .
[ مسئلهء ] ( هفدهم ) : اگر گفت : « از براى او است اين جامه » ، يا « اين بنده » ؛ اگر تعيين كرد ، همان صحيح است ؛ و اگر مقرّ له انكار كرد ، مقرّ قسم داده مىشود و حاكم آن مال را از او مىگيرد ، يا در دست او به امانت مىگذارد .
[ مسئلهء ] ( هيجدهم ) : اگر گفت : « از براى او است در اين خانه صد تا » ، رجوع مىشود در تفسير صد تا ، به او .
( تتمّه )
اقرار به ولد ، اقرار به زوجيّت مادر او نيست .