تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مشترى ، آن مشترك را بفروشد ؛ و اگر شفيع خواست ، در اين صورت از مشترى ثانى بگيرد . [ مسئلهء ] ( دهم ) : در صورت اخذ به شفعه ، از مشترى اخذ مىكند ؛ و اگر عيبى بر او طارى شد ، بر مشترى است . [ مسئلهء ] ( يازدهم ) : واجب نيست بر مشترى ، قبض مشترك از بايع و اقباض به شفيع . [ مسئلهء ] ( دوازدهم ) : اگر مال مشترك معيب شد به غير فعل مشترى يا به فعل او پيش از طلب ، شفيع اخذ جميع مىكند يا ترك جميع . و اگر عمارتى بود و خراب شد ، شفيع حقّ گرفتن زمين آنجا و آلات را دارد . [ مسئلهء ] ( سيزدهم ) : اگر به فعل مشترى ، معيب شد بعد از طلب شفيع ، مشترى ضامن است . [ مسئلهء ] ( چهاردهم ) : اگر زمين مشترك را خريد و مشترى در آن غرسى كرد ، پس شفيع ، اخذ به شفعه نمود و مشترى ، درخت خود را قلع نمود ، بر او اصلاح زمين ، لازم نيست ؛ و اگر قلع نكرد ، شفيع مىتواند قلع كند ، يا آن كه تفاوت آن درخت را مغروسا يا مقلوعا به مشترى بدهد . [ مسئلهء ] ( پانزدهم ) : نماى متّصل ، از شفيع است ، نه [ نماى ] منفصل . [ مسئلهء ] ( شانزدهم ) : اگر دو مال مشترك خود را فروخت و شفيع يكى بود ؛ اگر خواست تمام را مىگيرد يا يكى را مىگيرد و حصّهء همان را از ثمن ، ردّ مىكند . [ مسئلهء ] ( هفدهم ) : اگر ثمنى معيّن بود و شفيع به مشترى داد ، تا اخذ به شفعه كند [ و لكن ] مغصوب [ از كار ] درآمد ، يا مال غير ، بود ، شفعه باطل است ؛ و اگر معيّن نبود ، شفعه باطل نيست . [ مسئلهء ] ( هجدهم ) : اگر رجوع كرد
] 17 / A [
مشترى بر بايع به ارش سابق بر عقد ، و ارش را مشترى از بايع گرفت ، در صورت عيب ، شفيع آن قدرى كه از آن ثمن [ را كه ] بعد از ارش مانده مىدهد و آن مال را مىگيرد . و اگر مشترى ، ارش عيب را ساقط نمود مشترى در صورت اخذ ، تمام ثمن را بايد بدهد . [ مسئلهء ] ( نوزدهم ) : مالك مىشود شفيع به اين كه بگويد : « أخذت » يا