چيزهايى كه قابل نقل و تحويل است مثل اثاث البيت و حيوان ، بنا بر قولى . « 1 » و ثابت مىشود حق الشفعه در درخت و بناء به بيع زمين . و ثابت نمىشود از ميوه ، هرچند كه بر درخت ، باشد و با درخت ، فروخته شده باشد .
[ شرط ( چهارم ) ] : مبيع از چيزهايى كه باشد كه قسمت [ كردن ] آن ، صحيح است ؛
پس ثابت نمىشود حقّ الشفعه در آنچه [ كه ] قسمت [ كردن ] آن « 2 » صحيح نيست ، مثل حمّام و دكان تنگ و شارع باريك ، بنا بر قولى . « 3 » و اگر راه و نهر ، از قبيل آنهايى باشد كه صاحبش به سبب قسمت [ كردن ] متضرّر بشود ، شفعه ثابت است .
( شرط پنجم ) : اين كه بايع ، شريك باشد در جزء مشاع ؛
پس اگر قسمت شد و فروخت ، شفعه ثابت نيست ؛ بلى ثابت مىشود به شركت ، در نهر و راه و جوى كوچك ؛ اگرچه قسمت شده باشد .
( شرط ششم ) : قدرت شفيع است بر ثمن ؛
و اگر عاجز از [ دادن ] ثمن است ، شفعه باطل [ خواهد بود ] ؛ و همچنين [ اگر ] در [ دادن ] ثمن ، كاهلى كند يا بگريزد ، حقّش ساقط است . و اگر ادعا كرد غيبت ثمن را و مهلت خواست كه اداء كند ، سه روز به او مهلت مىدهند ؛ و اگر حاضر نكرد ، حقّش ساقط است . و اگر ادعا كرد غيبت ثمن را در شهرى ديگر ، به اندازهء رسيدن ثمن از آن شهر ، و سه روز به او مهلت مىدهند ، اگر مشترى متضرّر نشود .
هامش
( 1 ) . برخى از اعلام كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در المبسوط ، ج 3 ، ص 106 .
ب : ابن حمزهء طوسى در الوسيلة ، ص 258 .
ج : محقق حلّى در شرايع الإسلام ، ج 3 ، ص 199 و المختصر المنافع ، ص 259 .
د - ه : امين الإسلام طبرسى و والد علّامهء حلّى به نقل مختلف الشيعة ، ج 5 ، ص 349 ، م 324 .
( 2 ) . در مخطوطه « قسمتش » بدل « قسمت كردن آن » بود .
( 3 ) . برخى از عالمان شيعه كه چنين فتوا دادهاند ، عبارتند از :
الف : شيخ طوسى در النهاية ، ص 424 ؛ الخلاف ، ص 441 ، م 16 و المبسوط ، ج 3 ، ص 119 .
ب : سلّار ديلمى در المراسم ، ص 183 .
ج : على بن بابويه قمى به نقل علّامه حلّى در مختلف الشيعة ، ج 5 ، ص 353 .