مطلب سوم : در ربا است
( بدان كه ) حرمت ربا ، معلوم است از شرع . و ثابت مىشود ربا ، به فروختن يكى از دو چيزى كه هر دو در جنس مساويند به ديگرى ، با زيادتى در يكى به زيادتى عينى - مثل آن كه يك من گندم ، به دو من بفروشد - ؛ يا [ با ] زيادتى حكمى - مثل آن كه يك من گندم نقدا ، به يك من گندم تا ماهى ديگر بفروشد - ، اگر معيّن باشند از طريق كيل و وزن ؛ كه در غير مقام كيل و وزن ، ربايى نيست .
( مسائل )
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : مقصود به جنس در اينجا كه مىگوييم ربا حاصل مىشود ، در [ آن ] جايى [ است ] كه [ حقيقت آن متاع از يك جنس بوده باشد ] « 1 » ، و صورت نوعى ، آن است مثل گندم به گندم يا برنج به برنج و يا خرما به خرما ؛ پس از حقيقت خود به سبب مختلف شدن صفات ، خارج نمىشود ، مثل آن كه يك من گندم خوب [ را ] به دو من گندم بد بفروشد ، كه ربا مىشود .
[ مسئلهء ] ( دوم : بدان كه ) گندم و آرد ، يك جنسند ؛ و خرما و شيرهء خرما ، يك جنسند ؛ و انگور و مويز ، يك جنسند ؛ و ماست و دوغ و شير ، يك جنسند ؛ [ و ] خوب از هر جنسى ، با پست آن يك جنسند ؛ و ثمرهاى خرما به تمامى ، يك جنسند ؛ و [ همچنين ] درختها .
[ مسئلهء ] ( سوم ) : گوشتها در جنس ، مختلفند ؛ پس بعضى از گوشتها را به بعضى ديگر از غير آن جنس ، مىتوان فروخت ؛ مثل آن كه [ اگر ] گوشت گاو را به گوشت گوسفند [ فروخت ] ، جايز است ؛ ولى گوشت گاو و گاوميش ،
] 76 / A [
يك جنسند ؛ و گوشت گاو و گوشت گوسفند ، دو جنسند ؛ و حيوان وحشى ، مخالف انسىّ [ - اهلى ] است .
هامش
( 1 ) . عبارت واقع در كروشه بدل از اين عبارت « يك جنس بوده باشند حقيقت آن متاع » مترجم مىباشد .