( قاعده )
كنيز حاملى را كه او را وطى كرده و در او عيبى پيدا شد ، مىتواند كه او را ردّ كند با نصف عشر قيمتش . و گوسفند شيرده را اگر خواست ردّ كند ، با شيرش ردّ مىكند ؛ و اگر [ ردّ ] شيرش ، متعذّر است مثل آن را ردّ كند ؛ و اگر مثل [ آن شير ] هم متعذّر است ، قيمت را ردّ كند . و گوسفندى [ را ] كه با شرط شير خريد و شير نداد ، حقّ ردّ دارد .
و امتحان مىشود شير ندادن گوسفند به سه روز ؛ كه اگر تا سه روز شير نداد معلوم مىشود كه شيرنده است [ - شيردهنده نيست ] .
و ثابت مىشود خيار به واسطهء شير ندادن در گوسفند و گاو و [ در ] شتر با [ وجود ] اشكال در شتر ؛ « 1 » و ثابت نمىشود ؛ [ خيار ] در كنيز و ماده خر . و اگر در بين سه روز ، عادت آن شير دادن شد ، خيار ساقط است . و اگر بعد از سه روز [ عادتش شير دادن ] شد ، خيار ساقط نمىشود .
( تتمّه )
بندهء فرارى « 2 » كه مبيع واقع شده و فرارى [ بودن ] او ، سابق بر عقد بوده ؛ و حايض نشدن كنيز تا شش ماه - از آن كنيزانى كه شأن آنان حايض شدن است - ؛ و تفاله در روغن كنجد ؛ و هر چه خارج شد از عادت ؛ و بول كردن بندهء بزرگ در فراش ، عيوبند . امّا سرخ بودن رو ؛ و وصل كردن مو ؛ [ و ] ثيّبه بودن ، عيب نيستند ؛ ولى اگر شرط ضدّ آنها را كرده ، در اين صورت ، ردّ ثابت است و ارش ، ثابت نيست .
و بندهاى كه در او ديوانگى يا خوره يا پيسى ظاهر شد از زمان عقد تا يك سال « 3 » ، بعد از آن ردّ مىشود ؛ و اگر زياده بر يك سال « 4 » شد ، ردّ نمىشود ؛ و ردّ در صورت اوّلى هم با عدم تصرّف مشترى است ؛ و اگر مشترى تصرّف كرده ، ارش به تنهايى ثابت است .
هامش
( 1 ) . تفصيل اين مطلب را نك در غاية المراد ، ج 2 ، ص 112 - 113 .
( 2 ) . در نسخه « فرارى بنده » بدل « بندهء فرارى » است .
( 3 ) . در هر دو نسخه « سالى » بدل « يك سال » بود .
( 4 ) . در هر دو نسخه « سالى » بدل « يك سال » بود .