فروخت و شرط كرد كه در زمستان ، تسليم كند .
( هشتم ) : آن كه مثمن را مستند به مكان معيّنى نكند ؛ كه اگر شرط كرد كه غلّه از زرع ، در
] 36 / B [
زمين معيّنى بوده باشد ؛ يا ميوه ، از درخت معيّنى باشد ؛ يا جامه ، از بافتهء زن معيّنه يا مرد معيّنى باشد ؛ يا پشم ، از برهء معيّنى باشد ، صحيح نيست .
بحث دوم : در احكام بيع سلف است
( بدان كه ) واجب است در بيع سلف بر بايع ، دادن كمتر از آنچه وصف مبيع در آن صادق بوده باشد . و واجب است بر مشترى كه اگر بهتر را به او داد ، قبول كند . و صحيح نيست شرط كردن آن كه مبيع بهتر را بدهد . و صحيح است شرط كردن آن كه در مبيع ، پستتر را بدهد .
و هر چيز [ كه ] وصف آن منضبط است ، بيع سلف در آن صحيح است ؛ مثل حيوان و شير [ ها ] و روغن [ ها ] و پيه [ ها ] و طيب [ ها ] و جامه [ ها ] و ميوه [ ها ] و دواها . و جايز است سلف در گوسفند شيرده . و كافى است تسليم گوسفندى كه قابليت شير دادن داشته باشد . و جايز است سلف ، در گوسفند حامل و گوسفند با بچه .
و جايز نيست سلف ، در گوشت و نان و پوست و تير تراشيده شده و جواهر و لؤلؤ و بستان و كاروانسرا و زمين .
[ مسائل ]
( مسئلهء ) [ اوّل ] : اگر در بيع سلف مدّت اجل را تا ماه ربيع ، معيّن نمود ، ولى ماه ربيع را معيّن نكرد ، حمل مىشود بر ماه ربيع الأوّل ؛ و اگر گفت : تا پنجشنبه ، منصرف به پنجشنبهء اوّل است ؛ يا تا ماه جمادى ، [ كه ] منصرف به جمادى الاوّل است ؛ و اگر گفت : تا دو ماه ديگر ، وقت آن آخر دو ماه است ؛ و اگر گفت ماه فلانى ، منصرف به اوّل آن است .
( مسئلهء ) [ دوم ] : در بيع سلف ، لازم نيست كه ذكر كند مكان تسليم متاع را ؛ ولى اگر شرط كردند ، لازم مىشود ؛ و اگر شرط نكردند ، منصرف است به شهرى كه در آن عقد را واقع ساختهاند .
و جايز نيست فروختن مبيع را در بيع سلف ، پيش از حلول اجل ؛ و بعد از آن ،