مستحبّ كه يك هدى از هفت نفر ، كافى است ؛ بلكه از هفتاد نفر ، اگر از اهل يك سفره باشند .
و واجب نيست فروختن جامهء تجمّل را ، در خريدن هدى . و اگر هدى از كسى مفقود شد و كسى ديگر ، او را پيدا كرد به نيابت از مالك ، نمىتوان آن را ذبح كرد . و جايز نيست بيرون بردن چيزى [ از ] آن را از منى .
و واجب است كه هدى از نعم « 1 » - مثل گاو و گوسفند - ، بوده باشد ؛ و اگر از شتر شد ، « ثنىّ » باشد - و آن شترى است كه داخل سال ششم باشد - ؛ و اگر گاو [ و گوسفند ] « 2 » بود ، بايد داخل در سال دوم بوده باشد ؛ و كافى است از بز ، جذع يك ساله .
و واجب است كه از نعم تامّ باشد ، كه كافى نيست لنگ واضح ؛ يا كور ؛ يا آنكه شاخ از داخل سرش شكسته باشد ؛ و نه آنكه گوشش را بريده باشند ؛ و نه خصىّ ؛ و نه لاغر كه بر پشت او ، پى [ و چربى ] نداشته [ باشد ] .
و اگر او را در وقتى خريد به عنوان چاقى ، [ ولى ] بعد لاغر [ از كار ] درآمد ؛ يا به عنوان لاغرى [ خريد ] و چاق [ از كار ] درآمد ، كافى است ؛ و اگر آن را خريد به عنوان آنكه تامّ الخلقه است ، پس ناقص [ از كار ] درآمد ، كافى نيست .
( مسئله )
مستحبّ « 3 » است اين كه هدى از آن قبيل باشد كه در سياهى ، بخوابد ؛ و در سياهى ، راه برود ؛ و در سياهى ، نگاه كند ؛ « 4 » و اين كه آن را شب عرفه در عرفه ، حاضر كرده باشد ؛ و اين كه اگر شتر يا گاو بود ، ماده باشد ؛ و اگر ميش يا بز بود ، نر باشد ؛ و اين كه آن را در حالتى كه ايستاده است ، نحر كند ؛ و اين كه دست از ميان سم و زانو ، بسته باشد ؛ و دعا بخواند ؛ و اگر خودش مىتواند خودش ، نحر كند ؛ و اگر نتواند ، دست خود را بر دست ذبحكننده بگذارد ؛ و آن را سه قسمت كند ، يك ثلث به جهت خوراك خود ،
هامش
( 1 ) . چهارپايان .
( 2 ) . « و اگر گوسفند باشد ، داخل ماه هفتم شده باشد ، كافى است » . [ شيخ محمّد على ] .
( 3 ) . در هر دو نسخهء ترجمه « واجب » نوشته شده است .
( 4 ) . براى آشنايى با اين اصطلاح ، نك : الدروس الشرعيّة ، ج 1 ، ص 439 ؛ جامع المقاصد ، ج 3 ، ص 242 و حاشية الارشاد شهيد ثانى [ غاية المراد ] ، ج 1 ، ص 440 - 441 .