بىنذر هم مستحبّ بود .
و معيّن مىشود اضحيه ، به اين كه بگويد : « جعلت هذه الشاة أضحية » ؛ و اگر گفت : « للّه علىّ الأضحية بهذه » ، معيّن مىشود ؛ و اگر گفت كه : « يك گوسفندى را اضحيه كنم » [ و ] ، بعد از آن گفت : « اين گوسفند ، به جهت نذر من باشد » ، در تعيين اين گوسفند ، اشكال است . « 1 »
و هر كس كه بر او بدنه در نذر يا كفّاره ( واجب شده باشد و نيافت ) ، بر او هفت گوسفند است .
مطلب سوم : در حلق رأس است
( بدان كه ) واجب است بعد از ذبح ، سر تراشيدن يا ناخن گرفتن به قدر مسمّا در منى ؛ و بهتر [ از آن ] ، سر تراشيدن است ، خصوصا از براى ملبّد ( و او كسى است كه بر سرش صمغ يا عسل بمالد كه شپش آن را بكشد ) ، و صروره ( و او كسى است كه حجّ اوّل او باشد ) « 2 » .
و معيّن است ناخن گرفتن براى زنان .
و امّا وقت سر تراشيدن و ناخن گرفتن مطلقا به جهت مرد و زن ، پيش از طواف زيارت است ؛ و اگر عمدا عقب انداخت ، يك گوسفند بدهد ؛ و [ اگر ] ناسيا [ عقب انداخت ] ، چيزى بر او نيست ، ولى طواف را اعاده كند .
و اگر پيش از حلق كوچ كرد ، رجوع كند و حلق كند ؛ و اگر از برگشتن عاجز است ، سر بتراشد يا ناخن بگيرد در جاى خود به نيّت وجوب ، و موى خود را بدهد كه در منى دفن كنند استحبابا ؛ و اگر از سر تراشيدن و تقصير در آنجا هم عاجز است ، چيزى بر او نيست .
و كسى كه سر او مو ندارد ، تيغ را بر سر خود بمالد .
و بعد از سر تراشيدن يا ناخن گرفتن حلال مىشود بر او تمام چيزها ، مگر طيب و زنان [ و صيد ] ؛ و وقتى كه طواف زيارت را به جا آورد ، طيب [ نيز ] حلال مىشود ؛ و وقتى كه طواف نساء كرد ، زنان [ نيز ] بر او حلال [ مىشوند ] .
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر ، نك : غاية المراد ، ج 1 ، ص 449 - 451 .
( 2 ) . « و احتياط ترك نشود » . [ شيخ محمّد على ] .