و اگر هدى را دزديدند بدون آن كه تفريط شده باشد ، ضامن نيست ؛ و اگر مفقود شد و از جانب صاحب او ذبح كردند ، كافى است ؛ و اگر مفقود شد و او تبديل كرد [ و ] بعد از آن پيدا شد ، ذبح همان [ ى ] كه مفقود شده بود ، واجب است ، و ذبح دومى لازم نيست ؛ و اگر دومى را ذبح كرد ، ذبح اوّلى هم مستحبّ است .
و جايز است سوار شدن بر هدى ، و خوردن شير آن ؛ اگر به آن يا بچهاش ، ضرر نرساند .
و به قصّاب ، از هدى واجب ، چيزى نبايد داد ، حتى پوست آن را ؛ و مالك هم بايد نخورد ، و هر چه خورد ، ضامن است .
و مستحبّ است كه هدى سياق را مثل هدى تمتّع و اضحيه قسمت نمايند .
و ايّام اضحيه در منى ، چهار روز و در شهرها ، سه روز است و در اين چهار روز ، در منى [ به ] هرچه [ - قيمت ] بخرد . « 1 »
و كافى است هدى واجب ، از اضحيه ؛ و اگر اضحيه پيدا نشد ، پول آن را صدقه بدهد . و اگر پول بالنسبة به اضحيهها مختلف شد ، به اوسط از پول آن ،
] 84 / A [
صدقه بدهد .
( مسئله )
مكروه است اضحيه كردن آنچه [ را كه ] تربيت كرده ؛ و برداشتن پوست اضحيه را به جهت خود مالك ؛ و دادن آن پوست را به قصّاب .
و اگر نذر كرد اضحيه معيّنه را [ كه ] ذبح كند ، ملك او از آن زايل مىشود ؛ بلكه اگر با تفريط ، تلف شد ، ضامن است ؛ ولى اگر بدون تفريط تلف شده ، ضامن نيست ؛ و اگر بدون تفريط عيبى پيدا كرد ، [ اگر ] آن را با همان عيبى كه دارد ، نحر كند ، كافى است .
و اگر اضحيه را غير مالك ، ذبح كرد و قصد نكرد كه از جانب مالك باشد ، از مالك كافى نيست ؛ ولى اگر به نيّت مالك نحر كرد « 2 » ، كافى است .
و اگر نذر اضحيهء معيّنه كرد ، خوردن از آن اضحيه ، مستحبّ است ؛ چنانچه
هامش
( 1 ) . عبارت مرحوم علّامه در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 334 ) ، چنين است : « و يستحبّ قسمته هدي السياق كالتمتع ، و الأضحيّة - و أيّامها ثلاثة ، أوّلها النحر بالأمصار ، و أربعة بمنى - بما يشتريه » .
( 2 ) . در حاشيهء نسخهء كاتب ، پس از « نحر كرد » ، « به وكالت او » اضافه شده است .