بگيرد ؛ و سرش را نتراشد ؛ و اگر تراشيد ، يك گوسفند بر او لازم مىشود ؛ و اگر فراموش كرد تقصير را تا محرم شد به حجّ ، بر او يك گوسفند است .
مقصد چهارم : در احرام حجّ و وقوف در عرفه است « 1 »
وقتى كه فارغ شد از عمره ، واجب است بر او احرام به حجّ از مكّه ؛ و مستحبّ است كه احرام ، روز ترويه باشد در وقت ظهر ، از زير ناودان ؛ و اگر احرام را فراموش كرد ، برگردد و محرم شود ، هرچند در عرفه باشد .
و كيفيت احرام آن است كه پيش [ از اين ] مذكور شد ، مگر آن كه در اين احرام ، قصد مىكند احرام حجّ را ، و شب عرفه را در منى مىماند به نيّت استحباب « 2 » ، پس برود به جانب عرفه ، بعد از ظهر تا غروب .
و اين وقوف در عرفه ، ركن است كه هر كه عمدا ترك كند ، حجّ او باطل مىشود .
و همچنين باطل مىشود اگر سهوا ترك كرد و وقوف در مشعر را هم نكرده باشد .
و واجب است نيّت بودن در آنجا تا غروب ؛ و اگر پيش از غروب از آنجا كوچ كرد به عرفات جاهلا يا نسيانا ، يا پيش از غروب برگشت از عرفه ، چيزى بر او نيست . و اگر عمدا بود ، بر او يك شتر لازم است ؛ و اگر عاجز شد ، هيجده روز روزه بگيرد . و اگر متمكّن نشد كه در روز توقّف كند در عرفه ، در شب توقّف كند . و اگر از اصل ، وقوف از او فوت شد جاهلا يا نسيانا يا مضطرا ، وقوف به مشعر ، كافى است .
و مستحبّ است وقوف در كوه ميسره [ سفح ] بر دامن كوه ؛ « 3 » و دعا كردن براى [ خودش و ] والدين خودش و جميع مؤمنين ، به دعاى منقول ؛ و اين كه خيمهء خود را در نمره بزند ؛ و بار خود را جمع نمايد ؛ و سدّ كند خلل را به بارش و به خودش ؛ و دعا بخواند ايستاده .
هامش
( 1 ) . در هر دو نسخه ، چنين است : « در احرام حج است و وقوف عرفات است » .
( 2 ) . به نيّت قربت مطلقه . [ شيخ محمّد على ] .
( 3 ) . عبارت مرحوم علّامه در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 329 ) ، چنين است : « و يستحبّ الوقوف في الميسرة في السفح » ؛ يعنى « مستحب است بر قسمت سمت چپ دامنهء كوه - براى كسى كه از سمت مكّه مىآيد - وقوف داشته باشد » و نيز نك : ذخيرة المعاد ، ص 653 .