شوط است .
و مستحبّ است در سعى ، طهارت ، و استلام حجر الأسود ، و آشاميدن از چاه زمزم ، و ريختن آب به جسد از دلو مقابل حجر الأسود ، و بيرون آمدن از درى كه محاذى حجر الأسود است ، و بالا رفتن بر صفا ، و روبرو شدن [ ركن ] عراق [ ى ] و طول دادن در ايستادن بر صفا ، و دعا خواندن ، و هفت دفعه تكبير [ گفتن ] ، و هفت دفعه تهليل ، و راه رفتن بر دو طرف سعى ، و هروله كردن ميان مناره و كوچهء عطاران ( و هروله تند راه رفتن است با قدم كوچك برداشتن ) ، و اگر فراموش كرد كه هروله كند ، برگردد به طريق قهقرا و هروله كند ، و مستحبّ است دعا خواندن در وسط سعى .
و حرام است زياد كردن سعى را بر هفت دفعه ؛ و اگر عمدا زياد كرد ، باطل مىشود اصل سعى ؛ و اگر سهوا بود ، چيزى بر او نيست ، و حرام است مقدّم داشتن سعى را بر طواف ، عمدا ؛ و اگر مقدّم داشت ، اعاده كند سعى را بعد از طواف .
و اگر ملتفت شد كه سعى را از هفت مرتبه كمتر كرده ، آن را تمام كند .
[ مسائل ] :
( مسئلهء ) [ اوّل ] : اگر متمتّع به عمره بود و گمانش شد كه سعى را تمام كرده و محلّ شد و مجامعت هم كرد ، يا ناخن گرفت ، يا ازالهء مو كرد ، يك گاو بدهد « 1 » و سعى را تمام نمايد .
( مسئلهء ) [ دوم ] : اگر شكّ كرد در عدد سعى - كه آيا هفت شوط شده يا نشده - ؛ يا شكّ كرد كه ابتدا از صفا كرده يا مروه ، اگر عدد سعى زوج است و او بر [ روى ] مروه است ، سعى را اعاده كند ؛ و اگر زوج است و بر [ روى ] صفا است ، اعاده [ لازم ] نيست .
[ مسئلهء سوم ] : و جايز است قطع كردن سعى ، به جهت قضاى حاجتى يا نماز واجبى ؛ و بعد از قضاى حاجت يا نماز ، تمام كند .
[ مسئلهء چهارم ] : و وقتى كه فارغ شد از سعى عمرهء تمتّع ، تقصير كند و شارب بگيرد و محلّ شود از هرچه محرم شده بود از آن ؛
] 54 / B [
و كمتر [ ين ] حدّ تقصير آن است كه بگيرد چيزى از موى سر ، يا ناخن را
هامش
( 1 ) . در هر دو نسخه « بدهد » نوشته شده ولى در حاشيهء نسخهء كاتب ، « بدهد » به « كفّارهء او است » اصلاح شده است .