پيش از احرام بوده [ باشد ] و بو « 1 » باقى گذارده ، يك گوسفند تعلّق مىگيرد . « 2 »
( مسئلهء ) [ هفتم ] : در گرفتن ناخن ، در هر ناخنى يك مدّ از طعام تعلّق مىگيرد ؛ و اگر تمام ناخنهاى دست خود را گرفت ، يك گوسفند بدهد ؛ و همچنين است اگر تمام ناخنهاى پا را گرفت ؛ ( و اگر مجلس متّحد بود ، يك گوسفند لازم است ) . « 3 »
و اگر كسى به او فتوا داد كه انگشت خود را خون بيندازد ، بر مفتى ، يك گوسفند لازم است .
( مسئلهء ) [ هشتم ] : در پوشيدن جامه كه دوخت داشته باشد ، يك گوسفند تعلّق مىگيرد ؛ و اگر مضطرّ شد به پوشيدن آن جامه ، جايز است و بايد يك گوسفند بدهد .
( مسئلهء ) [ نهم ] : در تراشيدن مو ، يك گوسفند ؛ يا اطعام ده مسكين ؛ كه به هر مسكينى مدّى از طعام [ بدهد ] ؛ يا روزهء سه روز ، تعلّق مىگيرد .
و اگر دست به سر يا ريش خود ماليد و مويى از [ سر يا ريش ] او افتاد ، يك كف از طعام بدهد ؛ و اگر در وضو مويى افتاد ، چيزى بر او نيست .
( مسئلهء ) [ دهم ] : در ازالهء موى زير بغل ، يك گوسفند لازم مىشود ، اگر موى هر دو بغل باشد ؛ و اگر موى يك بغل باشد ، [ بايد ] سه مسكين را اطعام كند .
( مسئلهء ) [ يازدهم ] : در تظليل - كه سايه انداختن باشد - ، در حال سير كردن ؛ و در پوشاندن سر - اگرچه به رفتن زير آب باشد ؛ يا به گلمالى باشد - ؛
] 34 / B [
و كندن دندان ، در تمامى اينها يك گوسفند ، تعلّق مىگيرد .
و در جدال - كه گفتن « لا باللّه » و « بلى و اللّه » باشد - ؛ اگر دروغ بوده ، اگر يك دفعه گفت ، يك گوسفند ، و اگر دو دفعه گفت ، يك گاو ، و اگر سه دفعه گفت ، يك شتر بدهد ؛ و اگر راست بوده و سه دفعه گفت ، يك گوسفند بدهد .
هامش
( 1 ) . در هر دو نسخه « او » بدل « بو » مىباشد ، ولى با توجّه به اين عبارت علّامه « ابتداء أو استدامة » ، ظاهرا « بو » صحيح است .
( 2 ) . متن عبارت علّامه حلّى در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 326 ) چنين است : « و في الطيب - أكلا ، و اطلاء ، و بخورا ، و صبغا ، ابتداء و استدامة ، شاة » .
( 3 ) . عبارت درون پرانتز ترجمهء عبارت علّامه است در متن إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 323 ) و مرحوم محقق سبزوارى در ذخيرة المعاد ( ص 621 ) فرمودهاند : « منظور از اتّحاد مجلس ، اين است كه ناخنهاى هر دو دست و هر دو پا را در يك مجلس بگيرد » .