صورت اضطرار از « جحفه » است .
[ سوم ] : و ميقات اهل شام ، از « جحفه » است .
[ چهارم ] : و ميقات اهل يمن ، « يلملم » است .
[ پنجم ] : و ميقات اهل طائف ، « قرن المنازل » است .
[ ششم ] : و كسى كه منزل او به مكّه نزديكتر از ميقات باشد ، منزل او ميقات او است .
و اين مواقيت ، از اين طوائف مخصوص است .
و اگر كسى به ميقاتى از ميقاتها عبور كرد ، ميقات او همان ميقات است ؛ و اگر از راهى رفت كه به هيچكدام از مواقيت نرسيد ؛ هر كجا گمانش شد كه برابر يكى از مواقيت است ، از همانجا احرام ببندد .
مطلب دوم : در كيفيت احرام است ( بدان كه ) واجب است در آن نيّتى كه مشتمل بوده باشد بر نيّت « حجّة الاسلام » ؛ يا هر چه مىكند با قصد تمتّع و قران و افراد ، هر كدام در جاى خود ؛ و قصد عمره در مقام خود ؛ و بايد مشتمل باشد اين نيّت ، قصد وجه را كه به جا بياورد به جهت وجوب آن ، يا استحباب آن با قصد قربت ؛ و شرط است در آن ، نيّت ، استدامهء حكميه كه نيّت منافى از او صادر نشود .
( و منعقد مىشود احرام به تلبيه [ هاى چهارگانه ] ؛ چنانچه منعقد مىشود نماز به تكبيرة الاحرام ) و به اين طريق بگويد : « لبّيك اللّهمّ لبّيك ، لبّيك إنّ الحمد و النعمة و الملك لك ، لا شريك لك لبّيك » ؛ چه حجّ مفرده باشد يا تمتّع . و اشعار مختصّ به شتر است و تقليد - كه بند كردن نعلى [ - كفشى ] كه در آن نماز خوانده - ، مشترك است ميانهء شتر و غيره . « 1 »
و از آن جمله ، پوشيدن دو جامه است ؛ و بايد [ از نوع ] آن لباسى باشد كه نماز در آن ، تمام [ و صحيح ] است .
هامش
( 1 ) . عبارت علّامه در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 315 ) ، چنين است : « و يتخيّر القارن بين عقده بها و بالإشعار المختص بالبدن ، أو التقليد المشترك » .