( پنجم ) : سرمه كردن با سياهى .
( ششم ) : نگاه كردن در آينه .
( هفتم ) : جدال ، كه مراد گفتن « لا و اللّه » و « بلى و اللّه » است .
( هشتم ) : دروغ گفتن است .
( نهم ) : كشتن حيوانى [ - حشرهاى ] كه در جسد [ و بدن محرم ] است .
( دهم ) : پوشيدن انگشتر است به جهت زينت ؛ و به جهت سنّت ، مانعى ندارد .
( يازدهم ) : پوشيدن هرچه كه پشت پا را بپوشاند ، در حال اختيار .
( دوازدهم ) : روغن ماليدن به بدن است ، در حال اختيار « 1 » .
( سيزدهم ) : زايل كردن مو است ، هرچند كم باشد .
( چهاردهم ) : بيرون كردن خون ، در غير حال ضرورت .
( پانزدهم ) : گرفتن ناخن .
( شانزدهم ) : قطع درخت ؛
] 04 / B [
بلكه و هر گياهى كه در غير ملك او روييده شده باشد به جز درخت « 2 » ميوه و اذخر ( كه گياهى است خوشبو ) ، و درخت « 3 » خرما .
( هفدهم ) : پوشيدن چيزى كه دوخت داشته باشد ، از براى مردان .
( هيجدهم ) : زينت غير معتاده از براى زنان ، و اظهار كردن حلىّ « 4 » [ - زيورآلات ] معتاد را از براى شوهر .
( نوزدهم ) : آن كه در حال رفتن ، سايه به سرش بيندازد ، و يا زير سايه راه برود ؛ و اين حكم ، مختصّ به مرد است و از براى زن و مرد عليل ، تظليل [ - زير سايه بودن ] جايز است ؛ و اگر با زنى يا عليلى همكجاوه شد ، نمىتواند به متابعت آنان تظليل
هامش
( 1 ) . به جهت زينت . [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . در هر دو نسخه « درخت » است ولى در نسخهء كاتب ، بر روى كلمهء « درخت » خط كشيده شده و به جاى آن ، در حاشيه « چيدن » ، نوشته شده است .
( 3 ) . در هر دو نسخه « درخت » است ولى در نسخهء كاتب ، بر روى كلمهء « درخت » خط كشيده شده و به جاى آن ، در حاشيه « چيدن » ، نوشته شده است .
( 4 ) . « به جهت هيجان شهوت » . [ شيخ محمّد على ] .