( تبيين )
شرط است در نذر كردن حجّ - يعنى در صحّت نذر - ، بالغ بودن و عاقل بودن و آزاد بودن . و اگر مولا بندهاش را اذن داد كه نذر حجّ كند ، صحيح است ، و منعقد مىشود ؛ و همچنين است اگر شوهر ، زن را اذن بدهد [ تا ] نذر كند ، كه [ نذر ] منعقد مىشود .
( مسائل ) :
[ مسئلهء ] ( اوّل ) : اگر بر او حجّ واجب شد و او مرد ، بايد ورثه به جهت او حجّ كنند ، و خارج مىشود از اصل تركه . و اگر نذر حجّى كرده بوده و بر [ ذمّهء ] او « حجّة الاسلام » هم بود و قرضى هم داشت و مرد ، بايد تركهء او را به حصهء هر كدام ، بر اين سه چيز قسمت كنند . « 1 »
[ مسئلهء ] ( دوم ) : اگر نذر حجّى كرد و وقت آن را هم معيّن كرد ، همان وقت معيّن مىشود ؛ كه اگر از آن وقت معيّن عاجز شد و نتوانست حجّ كند ، از اصل ساقط است ؛ و اگر وقتى را معيّن نكرد ، موقوف است بر تمكّن از حجّ .
و حجّ نذرى ، كافى نيست از « حجّة الاسلام » ؛ مثل آن كه « حجّة الاسلام » ، كافى نيست از حجّ نذرى .
و اگر نذر كرد [ كه ] پياده حجّ كند ، واجب مىشود ؛ كه اگر پياده حجّ نكرد با تمكّن از پيادگى ، اعادهء آن حجّ لازم است ؛ و اگر عاجز بود از پيادگى و سوار شد ؛ اگر نذر او مطلق بوده و وقتى را معيّن نكرد ، تأمل كند [ كه ] هر وقت متمكّن شود آن حجّ را اتيان « 2 » كند ؛ و اگر موقّت به وقت معيّن بوده ، از او كافى است . « 3 »
[ مسئلهء ] ( سوم ) : شرط است بر كسى كه به نيابت حجّ مىكند ، عاقل بودن و مسلم بودن و اين كه بر [ ذمّهء ] او حجّ واجبى نبوده باشد ؛ و بايد معيّن كند آن منوب را در حجّ .
هامش
( 1 ) . در نسخهء كاتب ، ادامهء اين جمله ، چنين است : « بقيه [ تركه ] بعد از وصايا ، مال آنهاست » .
( 2 ) . در هر دو نسخه ، « اعاده » نوشته شده ولى در نسخهء كاتب بر آن خط كشيده شده و در حاشيه « اتيان » نوشته شده است .
( 3 ) . در هر دو نسخه ، چنين است : « و اگر موقت به وقت معيّن بوده و آن وقت فوت شده ، ساقط است » ؛ ولى در نسخه كاتب بر اين قسمت ، خط كشيده شده و در حاشيه ، چنين نوشته شده است : « و اگر موقّت به وقت معيّن بوده ، از او كافى است » .