[ مسائل ] :
( مسئلهء ) [ يكم ] : واجب نيست حجّ بر طفل و ديوانه ؛ و اگر حجّ كردند ، يا كسى از جانب آنان حجّ كرد ، كافى از حجّة الاسلام آنان نيست . و اگر به قصد استجاب حجّ كردند و پيش از رسيدن به مشعر ، بالغ و عاقل شدند ، كافى از حجّة الاسلام است . و طفل مميّز ، خودش محرم شود ؛ و ولىّ ، از جانب طفل غيرمميّز بايد محرم شود ؛ و همچنين ولىّ از جانب مجنون ، محرم شود .
و اگر بنده به اذن مولا حجّ كند ، كافى از حجّة الاسلام نيست ، مگر آن كه درك كند مشعر را در حالى كه آزاد شده باشد ؛
و اگر حجّ را فاسد كند ، تمام كند ، و بعد قضاى آن را هم به جا بياورد ؛ و اگر پيش از مشعر آزاد شده باشد و بعد فاسد كرده ، قضاى
] 73 / B [
آن حجّ ، كافى از حجّة الاسلام هم هست .
( مسئلهء ) [ دوم ] : كسى كه مخارج راه و مال سوارى به اندازه شأن خودش داشته باشد ، با مخارج عيال در رفتن و برگشتن [ را ] ، مستطيع است ؛ اگر آنقدر داشته باشد كه بعد از برگشتن بتواند به آن [ كسب ] معاش كند يا كسبى داشته باشد كه گذران [ معاش ] او بشود .
( مسئلهء ) [ سوم ] : در مخارج حجّ اگر نداشته باشد ، جامه و بنده و خانهاش را نفروشد « 1 » و خرج راه كند . و اگر زاد و راحله از خودش ندارد بخرد اگرچه زياده بر ثمن المثل باشد به شرط آنكه اجحاف و زيادهروى نباشد بنابر قولى ؛ « 2 » مثل آن كه مال ده تومانى را صد تومان نخرد .
و كسى كه قرض دارد ، حجّ بر او واجب نيست مگر آن كه به قدر استطاعت زياده بر قرض داشته باشد . و جايز نيست صرف كردن پول حجّ در تزويج ؛ اگر [ چه ] در ترك تزويج بر او مشقّت بوده باشد .
هامش
( 1 ) . در نسخهء مرحوم مترجم ، « نفروشد » است ، ولى در نسخهء كاتب ، چنين نوشته شده : « بفروشد » . و مرحوم شيخ محمّد على نجفى نيز در حاشيه اين نسخه ، نوشتهاند : « لازم نيست » .
( 2 ) . براى آگاهى از تفصيل و اقوال در مسئله ، نك : غاية المراد ، ج 1 ، ص 372 - 374 .