كنندهء روزه را .
و اگر كافر پيش از فجر ، مسلم شد ؛ يا ديوانه پيش از فجر ، عاقل شد ؛ يا صبىّ پيش از فجر ، بالغ شد ، روزهء آن روز بر او واجب است ؛ و اگر بعد از طلوع فجر شد ، واجب نيست .
و اگر روزهء ماه مبارك يا بعضى از آن ماه ،
] 43 / B [
به سبب مرضى فوت شود ( و در مرضش مرد ) ، روزه ساقط است ، ولى بر ولىّ مستحبّ است ، قضا كردن آنچه فوت شده است ؛ و اگر ناخوشى از اين ماه رمضان تا ماه رمضان ديگر طول كشيد ، قضاى رمضان پيش ساقط است ، و از هر روزى كفّاره بدهد به پنجاه - كه يك مدّ باشد - ؛ و اگر ميانهء آن دو رمضان ، خوب شد و قضا سال گذشته را نكرد ؛ اگر تكاهل [ - سستى ] كرده و نيّت قضا بالكلّيه نداشته ، قضا اوّل با كفّارهء گذشته ، لازم است ؛ و اگر تكاهل در قضا نكرده ، قضا تنها لازم است بىكفّاره « 1 »
و اگر بعد از صحّت از مرض و پيش از قضاى فوائت ، بميرد ، بر ولىّ او لازم است قضا كردن آن را ؛ اگر بزرگتر اولاد او بود كه او قضا كند ، اگر ذكور باشد ؛ و اگر بزرگتر نداشت - مثل آن كه توأم باشند ، به قسط و تنصيف - ، قضا كنند ؛ ( اگرچه در توأم آن كه دوم متولّد شده ، اكبر است ) .
و اگر در قسمت يك روز افتاد كه داخل [ در ] قسم هيچكدام نبود ، واجب كفايى است بر اولاد او ؛ و اگر يكى از آنان [ تبرّعى ] قضا كرد ، از ديگران ساقط است .
[ و ] اينها در صورتى است كه بزرگتر ، اولاد ذكور باشد ؛ و اگر دختر شد و اولاد ذكور ندارد ، بر او واجب نيست و از تركهء او از هر روز يك مدّ ، صدقه بدهند . " و اگر بر ميّت ، دو ماه متوالى روزه بود « 2 » ، ولىّ [ ميّت ] ، يك ماه روزه بگيرد و يك ماه را كفّاره بدهد به آن مدّتى كه گذشت . " « 3 »
و در قضا ، مستحبّ است تتابع كه پىدرپى باشد و فصلى [ - فاصلهاى ] نباشد .
هامش
( 1 ) . « بنابر بعضى اقوال ؛ ولى كفّاره به مدّ طعام احوط است » ؛ [ شيخ محمّد على ] .
( 2 ) . منظور ، كفّارهء افطار عمدى روزهء ماه رمضان است .
( 3 ) . نك : مجمع الفائدة و البرهان ، ج 5 ، ص 276 ؛ جواهر الكلام ( مؤسسهء نشر اسلامى ) ، ج 17 ، ص 446 - 449 و ( دار الكتب الإسلامية ) ، ج 17 ، ص 49 - 51 .