تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خورد . و كسى كه بر او دو ماه پىدرپى لازم باشد ، و عاجز باشد از [ گرفتن ] تمام دو ماه ، [ اگر ] هجده روز روزه بگيرد ، كافى است ؛ و اگر از اصل روزه گرفتن عاجز است « 1 » ، [ چنانچه ] استغفار كند ، كافى است . و كسى كه بر او دو ماه متوالى روزه واجب است ، جايز نيست وقتى را روزه بگيرد كه نتواند يك ماه و يك روز پىدرپى صائم باشد مثل ماه شعبان كه بعد از آن ، روزهء غير - به جز رمضان - صحيح نيست . و مرد پير و زن پير كه از روزه عاجزند ، يا كسى كه ذو العطاش است - كه خيلى آب مىخورد و اميد بهبودى ندارد - ، افطار كند ، و از هر روز « پنجاه » از طعام صدقه بدهد ؛ و اگر بعد ، متمكّن از روزه [ گرفتن ] شد ، قضا كند . و زن آبستن كه نزديك وضع حمل او است - اگر [ روزه گرفتن براى او ] مشقّت داشته باشد - ، و [ زن ] شيرده كم شير ، افطار كند و بعد قضايش را به جا آورد ، با آن صدقهء مذكوره . و مكروه است بر كسى كه شرعا جايز شد افطار كند ، بسيار خوردن و جماع نمودن .
] 53 / B [

( فائده )

حدّ مريضى كه جايز است از براى او افطار كردن ، مريضى است كه بترسد از زياد شدن مرض ، اگر روزه بگيرد ، يا مشقّت داشته باشد .

( تتمّه )

جايى كه نماز قصر است ، روزه ساقط است ؛ ولى نمىتواند افطار كند مگر آن كه ديوار شهر بر او پوشيده شود به واسطهء سفر مباح قصرى ، يا صداى اذان را نشنود ؛ كه [ اگر ] پيش از اين حدّ افطار كند ، كفّاره لازم است .
هامش
( 1 ) . و از اطعام و عتق عاجز است . [ شيخ محمّد على ] .