خودش ، افضل است .
و جايز است قيمت بازارى فطره را بدهد ؛ ولى احوط آن است كه از جنس نقره بدهد نه مس و طلا .
و جايز است پيش از هلال شوّال ، به عنوان قرض بدهد و بعد از هلال ، در فطره محسوب دارد ؛ يا آنكه بعد از هلال بدهد ؛ يا تا پيش از نماز عيد تأخير ، نيندازد ، و اين افضل است .
و اگر وقت فطره - كه تا ظهر عيد است - ، گذشت و آن فطره را جدا كرده ، بدهد ؛ و اگر جدا نكرده ، قضاى آن واجب است ، بنابر قولى ؛ « 1 » و اگر جدا گذارد و نداد با مكنت از دادن ، ضامن است ؛ و اگر مكنت نداشت ، ضامن نيست .
( مسئله )
جايز نيست « 2 » حمل زكات فطره را به شهر ديگر ، با آنكه مستحقّ در همان شهر باشد ؛ و اگر حمل كرد با وجود مستحقّ و تلف شد ، ضامن است . و اگر در شهر او مستحقّ پيدا نمىشد و حمل كرد و تلف شد ، ضامن نيست ؛
و مىتواند خود مالك ، فطره را بيرون كند ، و افضل آن است كه امام يا نايب او يا فقيه [ زكات را ] اخراج كند .
و به يك فقير كمتر از يك صاع ندهند ، مگر آنكه فقرا متعدّد شدند ، و به هر كدام يك صاع نمىرسد .
و جايز است آنقدر به فقير بدهند كه غنىّ شود .
و مستحبّ است فطره را به اقارب [ - خويشان فقير ] خود بدهد ؛ و بعد از آن به همسايگان بدهد .
مقام سوم : در خمس است
( بدان كه ) خمس ، در چند چيز واجب است :
هامش
( 1 ) . تفصيل اين مطلب را نك ، در : غاية المراد ، ج 1 ، ص 280 - 286 .
( 2 ) . « على الأحوط » ؛ [ شيخ محمّد على ] .