تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
خودش ، افضل است . و جايز است قيمت بازارى فطره را بدهد ؛ ولى احوط آن است كه از جنس نقره بدهد نه مس و طلا . و جايز است پيش از هلال شوّال ، به عنوان قرض بدهد و بعد از هلال ، در فطره محسوب دارد ؛ يا آن‌كه بعد از هلال بدهد ؛ يا تا پيش از نماز عيد تأخير ، نيندازد ، و اين افضل است . و اگر وقت فطره - كه تا ظهر عيد است - ، گذشت و آن فطره را جدا كرده ، بدهد ؛ و اگر جدا نكرده ، قضاى آن واجب است ، بنابر قولى ؛ « 1 » و اگر جدا گذارد و نداد با مكنت از دادن ، ضامن است ؛ و اگر مكنت نداشت ، ضامن نيست .

( مسئله )

جايز نيست « 2 » حمل زكات فطره را به شهر ديگر ، با آن‌كه مستحقّ در همان شهر باشد ؛ و اگر حمل كرد با وجود مستحقّ و تلف شد ، ضامن است . و اگر در شهر او مستحقّ پيدا نمىشد و حمل كرد و تلف شد ، ضامن نيست ؛ و مىتواند خود مالك ، فطره را بيرون كند ، و افضل آن است كه امام يا نايب او يا فقيه [ زكات را ] اخراج كند . و به يك فقير كمتر از يك صاع ندهند ، مگر آن‌كه فقرا متعدّد شدند ، و به هر كدام يك صاع نمىرسد . و جايز است آن‌قدر به فقير بدهند كه غنىّ شود . و مستحبّ است فطره را به اقارب [ - خويشان فقير ] خود بدهد ؛ و بعد از آن به همسايگان بدهد .

مقام سوم : در خمس است

( بدان كه ) خمس ، در چند چيز واجب است :
هامش
( 1 ) . تفصيل اين مطلب را نك ، در : غاية المراد ، ج 1 ، ص 280 - 286 . ( 2 ) . « على الأحوط » ؛ [ شيخ محمّد على ] .
إرشاد الأذهان إلى أحكام الإيمان ( فارسى ) — صفحة 105 | العلامة الحلي / نعمتى / شيخ مهدى نجفى اصفهانى / مهدي المهريزي - محمد حسين الدرايتي