و خلاف احتياط است « 1 » حمل اين خمس را به شهر ديگر ، مگر آن كه مستحقّ در اين شهر نباشد ، كه در اين صورت جايز است [ حمل ] . و اگر با وجود مستحقّ ، حمل كرد و تلف شد ، ضامن است .
( تتميم )
« انفال » ، مختصّ به امام است . و مراد از « انفال » ، هر زمين موات است ؛ چه آنكه مسبوق به ملكيت بوده باشد يا موات اصلى باشد و هر زمينى كه بىجنگ ، از كفّار گرفته شد [ ه باشد ] ؛ چه آن كه اصل آن ويران شده باشد يا به خواهش خود ، تسليم بكنند . و از آن جمله است سر كوهها و ته رودخانهها و نيزارها و چيزهاى نفيسهء پادشاهان همچون اسب خوب و جامهء خوب و زمين پادشاهان ، اگر غصبى نباشد .
و از براى امام است [ كه ] هرچه خواهد از غنيمت ، به جهت خود بردارد . و غنيمت كسى كه بىاذن او جنگ كرد [ ه باشد ] ، از [ آن ] امام است .
و اين احكام مختلف مىشود ؛ امّا در وقت ظهور امام عليه السّلام كه از براى خود او است ؛ [ كه ] هرگونه تصرّفى در آن مال بكند ؛ و جايز نيست از براى كسى ، تصرّف در مال امام مگر با اذن .
و اگر امام در حال حضورش در حقّ خود مقاطعه كرد به مبلغى معيّن يا بالكلّيه ساقط كرد يا با شرط خاصى ، وفاى به آن مقاطعه بر امام لازم است . و امّا در حال غيبت امام ، پس جايز است مناكح و مساكن و تجارت از حق و مال امام ؛ و در اين صورت لازم نيست كه حصّهء آن موجودين از آنانى كه خمس به آنان مىرسد ، از اين مال امام بدهد .
و امّا در غير اين موارد ، پس جايز است مناكح و مساكن و تجارت از حقّ و مال امام ، و در اين صورت لازم نيست كه حصّهء آن موجودين از آنانى كه خمس به آنان مىرسد ، از اين مال امام بدهد . و امّا در غير اين موارد ، پس قسمت اصناف مستحقّين خمس به خودشان مىرسد و آن حقّ امام بايد نگاه داشته شود تا وقتى كه خود آن حضرت ظهور فرمايد ، يا آن كه كسى كه نايب عامّ امام است ( و او فقيه است ) ، صرف كند به محتاجين از اصناف مستحقّين خمس علاوه بر آنچه به آنان مىرسد . و اگر غير حاكم صرف كند در اصناف ، ضامن است .
هامش
( 1 ) . عبارت علّامهء حلّى در إرشاد الأذهان ( ج 1 ، ص 293 ) چنين است : « و لا يحلّ نقله . . . » .